روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٦٥ - فصل سوم در ترجمه صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد الله نوشته بود
برائت خود را از آن امور نزد رعيّت ظاهرساز، و قائم كن به عدل سياست ايشان را، و قيام نماى به حقّ و معرفتى كه مىرساند تو را به راه هدايت، و مؤكّد[١] نفس خود باش نزد غضب. و ايثار [و][٢] وقار و علم[٣] نماى، و بپرهيز از تندى و حدّت و غرور در امور خود؛ و بپرهيز از آنكه بگويى كه اميرم و مسلّطم، هرچه خواهم مىتوانم كرد، چه اين امر زود رأى را بشكند و تدبير را كم سازد.
و خالص كن نيّت خود را با خداى عز و جلّ و قوى كن يقين به خداى را و بدان ملك از خداست، به هركه مىخواهد مىدهد، و از هركه خواهد بازمىگيرد. و تغيير نعمت و حلول عذاب و نعمت به هيچكس چنان نزديك نمىباشد كه به حاملان نعمت مىباشد، از اصحاب و امرا و مقرّبان پادشاه و كسانى كه دولت ايشان را انبساطى و اتّساعى هست هرگاه كفران نعمت [١٩١ آ] خداى عز و جلّ و احسان او ورزند و استطالت[٤] و تعدّى كنند به سبب فضيلتها و نعمتهايى كه خداى عز و جلّ به ايشان داده.
و از خود دور كن شره نفست را، و چنان كن كه ذخاير و كنوزى كه ذخيره مىسازى بوده باشد بر او تقوا و پرهيزكارى و معذرت و استصلاح رعيّت و عمارت وآبادانى بلاد ايشان و تفقّد امور ايشان و حفظ دماى ايشان و فريادرسى ستمديدگان ايشان. و بدان كه مالهايى را كه كنز مىنمايى و ذخيره مىكنى، آن را نموّى و زيادتى نمىباشد و هرگاه صرف كنى در صلاح رعيّت و دادن حقوق ايشان و كفّ مؤنات ايشان، آن اموال باقى و زاكى مىگردد، و عامّه ناس به آن صلاح مىيابند، و ولايت و حكومت به آن ترتيب مىيابد، و روزگار به سبب آن طيب و خوش مىشود، و از آن عزّت و منفعت حاصل مىگردد. پس، بوده باشد گنج خزاين تو، تفريق اموال در تعمير اسلام و اهل اسلام. و وافر گردان بر دوستان پادشاه و ولىّ نعمت كه نزد تواند حقوق ايشان را، و وفا كن به رسانيدن حصص[٥] ايشان به ايشان؛ و تعهّد كن امورى را كه اصلاح امور ايشان و معاش ايشان كند، چه هرگاه چنين كنى، نعمت بر تو خوش شود و مستوجب زيادتى نعمت از جانب
[١] - متن عربى:« املك» يعنى:« مالك باش».
[٢] - از مر افزوده شد.
[٣] - در مج به« حلم» برگردانده است، و اين مطابق متن عربى است.
[٤] - گردنكشى.
[٥] - مفرد آن« حصّه» است به معنى بهره و نصيب.