روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٦٦ - فصل سوم در ترجمه صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد الله نوشته بود
خداى عز و جلّ خواهى بود، و به سبب اين بر جمع خراج و اموال ديوانى و جمع و حفظ اموال رعيّت و لوازم شغل و عمل خود قادرتر خواهى بود.
و مشقّت ده نفس خود را در هرچه متجدّد شود در اين باب، و عظيم باشد حسنه تو در آن، و نفع نمىدهد از مال الّا آنچه در حقّ تو به مصرف خود صرف شود. و بشناس از جهت شاكران شكر ايشان را، و بر آن اجر ايشان بده، و بپرهيز از آنكه دنيا و غرور دنيا فراموش تو سازد اهوال آخرت را. پس، تهاونورزى در حقوقى كه بر تو لازم باشد، چه تهاون موجب تقصير و تفريط است، و تفريط موجب هلاك است. و بايد كه عمل تو خالص از جهت خداى عز و جلّ باشد، و از او اميد جزا و مكافات داشته باش، نه از خلق.
به درستى كه او بر تو اسباغ نعمت خود نموده و فضل و عطاياى خود را بر تو فراخ ساخته. و معتصم باش به شكر، و بر شكر معتمد باش تا خداى عز و جلّ خير و احسان بر تو زياده كند. به درستى كه خداى عز و جلّ اجر و ثواب مىدهد به قدر شكر شاكران و سيرت محسنان.
و حقير مگير هيچ گناهى را و با هيچ حاسدى روزگار به سر مبر، و هيچ فاجر [ى][١] را رحم مكن، و احسان و صله با كفور نعمت بهجا مياور، و با دشمن مداهنت و مسامحت مكن، و هيچ نمّامى را تصديق مكن، و صاحب غدرى را امين مساز، و موالات با فاسقى مكن، و پيروى هيچ گمراهى مكن، و هيچ مرائى را محمدت مكن، و هيچكس را حقير مگير، و هيچ سائل فقيرى را [١٩١ ب] ردّ مكن، و احياى هيچ باطلى مكن، و بر امور مضحك نظر ميفكن، و خلف هيچ وعدى مكن، و اظهار غضب مكن، صاحب كبر مباش، و از روى شدّت فرح و نشاط راه مرو، تزكيه هيچ سفيهى مكن، و تقصير در طلب آخرت مكن، و با روزگار عتاب مكن، و با ظالمان از راه رغبت يا محابات[٢] اغماض مكن، و در امر دنيا طلب ثواب آخرت مكن، و با دانايان و عاقلان بسيار مشاورت مىكرده باش، و خود را به حلم كار فرماى، و از اصحاب تجارب و صاحبان عقل و رأى و حكمت فرا مىگرفته باش، و در مشورت صاحبان نفسهاى ضعيف و بخيلان را داخل مساز و از
[١] - قياسا اضافه شد.
[٢] - گذشت كردن، طرفدارى بىجهت.