روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٦١ - فصل ششم در حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان
زبر آن زمان بود مىپوشيد. و همچنانكه در همه زمان متعارف است گروهى كه از فضايل علوم و ساير كمالات و اخلاق شريفه نفسانى بىبهرهاند به جهت فريب خلق، خصوصا عوامّ، به رخت و پوشش و امثال آن تمسّك جويند. گاهى كرباس پوشند و گاهى شال و گاهى نمد و گاهى كلاه نمد بر سر گذارند و به انواع اداها و حركتهاى عيّارانه تمسّك جويند، و خلق فريب ايشان خورند و پندارند كه پوشش و خورش و امثال آن را دخلى در كمال هست. و در واقع خورش از جهت حفظ صحّت بدن است و پوشش جهت دفع حرّ و برد. و جامههاى خلاف عادات هرگروه مذموم است. بلى، معتبر است كه آدمى در لباس خود حظوظ نفسانى منظور ندارد و آن لباس باعث كبر و تفوّق بر اقران نباشد كه خداى عز و جلّ فرموده: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[١] يعنى: «آن دار آخرت مىگردانيم آن را از جهت كسانى كه بلندى و زيادتى نمىخواهند در زمين و نه فساد مىخواهند. و عاقبت امر از جهت متّقيان است.» و بسيارى از كرباسپوشان و شالپوشان چون از زيور دانش خالىاند و از عقل بىبهره، از پوشش آن لباس عجب و غرور بسيار به خود راه دهند و به ديگران به چشم حقارت و استخفاف نگرند و به خود بالند كه ما چنين زاهديم و ديگران دنياطلب، و چون به حقيقت رسى عكس قضيّه نزديكتر باشد، و مبادى ظهور اين طوايف در عصر اسلام در زمان حضرات بود عليهم السّلام. و ايضا در كتاب كافى نقل نموده از حمّاد بن عثمان كه، نزد حضرت صادق ٧ بودم كه مردى به آن حضرت گفت كه، شما ذكر فرموديد كه على بن ابى طالب ٧ جامه زبر مىپوشيد و پيراهن به قيمت چهار درهم مىپوشيد، و مانند آن، و در شما لباس نيكو مىبينم. حضرت فرمود كه، على بن ابى طالب در زمانى آن جامهها مىپوشيد كه منكر نبود و اگر در مثال اين زمان چنان مىپوشيد، به آن مشهور مىشد.
يعنى، باعث گفتگوى مردم بود و بهترين لباس هر زمانى لباس اهل آن زمان است، ليكن دولت قائم ما هرگاه قائم شود لباس حضرت على ٧ خواهد پوشيد و به سيرت او عمل خواهد نمود. و ايضا شيخ مذكور در كتاب كافى روايت نموده از حضرت صادق ٧ كه،
[١] - قصص: ٨٣.