روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٩٢ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
او جور وجده.» يعنى: «دلهاى رعيّت خزانههاى راعى آن رعيّت است- يعنى والى و امير- پس، آنچه امانت گزارد در دلهاى ايشان، آن را مىيابد». و اين سخن شريف را دو معنى توان گفت: يكى آنكه والى هرگاه نحوى سلوك نمايد كه رعايا اعتقاد عدالت و خوبى به او داشته باشند، والى اثر عدل و خوبى را درخواهد يافت و همچنين اگر رعايا اعتقاد جور و بدى به والى داشته باشند. معنى ديگر آنكه سلوك پادشاه و والى هرگاه بر نهج عدالت باشند، رعايا نيز اقتدا به او نموده به حكم «النّاس على دين ملوكهم» ايشان نيز در دل خود نيّت عدالت و احسان خواهند داشت و ثمره نيّت ايشان به سلطان عايد خواهد شد، و همچنين است اگر سلطان ستمگر باشد.
و فرموده: «كفى بالظّلم طاردا للنعمة و جالبا [٤٤ ب] للنقمة» يعنى: «كافى است به ظلم و بيش از آن سببى نمىيابد از جهت طرد و منع نعمت و كشيدن و آوردن عذاب و نقمت». و فرموده: «من ظلم افسد امره و من جاير قصم عمره.» يعنى: «هركه ظلم كرد، امر خود را فاسد و ضايع ساخت و هركه جور كرد، عمر خود را قطع نمود». از مجرّبات است كه جور قاطع اعمار و خرابكننده ديار است. و فرموده: «من ظلم رعيّته نصر اضداده، من طال عداوته زال سلطانه، من جار ملكه عظم هلكه، من زرع العدوان حصد الخسران، من ظلم عباد اللّه كان اللّه خصمه و من يكن اللّه خصمه يدحض حجّته و يعذّبه فى دنياه و معاده.» يعنى: «هركه ظلم بر رعيّت خود كرد، يارى و مددكارى دشمنان خود كرد؛ و هركه دراز شد تعدّى او، زايل شد سلطنت او؛ و هركه جور كرد در ملك خود، عظيم شد هلاكت او؛ و هركه عدوان زراعت كرد، خسران در او نمود؛ و هر كه بر بندگان خدا ظلم كرد، خدا خصم اوست؛ و هركه خداى عز و جلّ خصم اوست، باطل مىكند حجّت او را و عذاب مىكند او را در دنيا و آخرت».
و فرموده: «من اساء الى رعيّته سرّ حسّاده و من كثر ظلمه كثرت ندامته.» يعنى: «هر كه با رعيّت خود بدى كرد، خوشحال ساخت حاسدان خود را و هركه ظلم او بسيار شد، پشيمانى او بسيار شد». و فرموده: «من اشفق على سلطانه قصر من عداونه.» يعنى: «هر كه ترسد بر پادشاهى خود و غم سلطنت خود داشته باشد، كوتاه كند تعدّى را».