روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٨٨ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
زراعت و در پستان حيوانات شيرده و در هرچيز؛ و هرگاه اراده عدل و خير كند يا عمل به آن كند، داخل مىسازد خداى عز و جلّ بركت را در اهل مملكت او.» همچنين، يكى از علما در كتابى ذكر كرده كه، مشهور است در بلاد مغرب كه به يكى از سلاطين رسيد كه زنى را باغى است كه در آنجا نى شيرين هست و از يك نى يك قدح آب فشرده مىشود. پس، عزم كرد برگرفتن آن باغ و از آن زن اين را سؤال كرد. گفت: «چنين است». بعد از آن، آن زن نى را بفشرد، به نيم قدح نرسيد. پادشاه گفت: «چگونه است آنچه مىگفتيد؟» زن گفت: «آنچنان بود، امّا پادشاه نيّت آن كرده كه اين باغ را از من بگيرد، بركت از آن باغ برطرف شده». پس، پادشاه توبه كرد و نيّت خود را صحيح كرد. آنگاه، زن را امر كرد كه بفشارد. از يك نى يك قدح پر فشرده شد. و در كتاب مذكور از اين نوع حكايات متعدّد ذكر نموده از خوف ملال متعرّض آن نشد.[١]
و چون بعضى از فوايد عدل و مضارّ ظلم مذكور شد، بعضى از لطايف كلمات حضرت امير المؤمنين و امام المتّقين در اين ابواب ايراد مىشود: «العدل ملك، الجور هلاك.» يعنى: «عدل قوام كار است كه به او مالك مىشوند و ستم باعث هلاك و فساد است». و فرموده: «العدل حياة الجور ممحاة» يعنى: «عدل حيات و زندگانى است- و فى الحقيقة زندگانى و رونق همه چيز به عدل است- و جور محوكننده است.» يعنى، هلاككننده و ضايعكننده خيرها و خوبيهاست. و فرموده: «العدل خير الحكم» يعنى:
«عدل بهترين حكمتهاست». و فرموده: «العدل حياة الاحكام» يعنى: «عدل [٤٣ ب] حيات حكمها است». و فرموده: «العدل يصلح البريّة» يعنى: «عدل باعث اصلاح خلق است». و فرموده: «العدل قوام الرّعيّة و جمال الولاة» يعنى: «قوام امر و انتظام حال رعايا به عدل است- چه هرگاه عدل نباشد امور رعيّت از هم بپاشد و اختلال كلّى به احوال ايشان راه يابد- و جمال و زينت واليان به عدل است».
و فرموده: «الظّالم منتظر العقوبة، المظلوم منتظر المثوبة» يعنى: «ظالم را منتظر
[١] - اين حكايت مفصّلتر در نصيحة الملوك، صص ١٤٠ تا ١٤٢ آمده است و تفاوتهايى با متن روضة الانوار دارد. آن سلطان در روايت نصيحة الملوك، انوشيروان بوده كه پس از ماجرا قصد افزودن خراج را داشته است، نه گرفتن باغ را.