جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨٩ - غزل ٦٨ خيال روى تو در هر طريق، همره ماست
١٠٠١
هُوَ فَلا يَخْفى عَلَيْهِ خافِيَةٌ فى آنآءِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ.»
[١]: (براستى كه نهانى و در حجاب بودن [خداوند] از خلق، به خاطر بسيارى گناهان آنان است؛ امّا او هيچ چيزِ نهان در لحظات شب و روز، بر او پوشيده نيست.- به گفته خواجه در جايى:
|
هر كه خواهدگو بيا و هر كه خواهدگو برو |
گيرودار و حاجب و دربان در اين درگاه نيست |
|
|
هرچه هست از قامتِ ناسازِ بىاندام ماست |
ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست |
|
|
بر در ميخانه رفتن كارِ يكرنگان بود |
خود فروشان را به كوى مى فروشان راه نيست[٢] |
|
|
به حاجبِ دَرِ خلوتسراىِ خويش بگوى: |
فلان، ز گوشه نشينانِ خاكِ درگه ماست |
|
|
به صورت از نظر ما، اگرچه محجوب است |
هميشه در نظرِ خاطرِ مُرَفَّه ماست |
|
|
اگر به سالى، حافظ، درى زَنَد، بگشاى |
كه سالهاست، كه مشتاقِ روىِ چون مَهْ ماست |
|
اى دوست! به تجلّيات جلالى و كثرات مظاهرت كه حاجب من از ديدارت گشته اند و نمى توانمت با ايشان ببينم، بگو: خواجه از بندگان و خاكساران درگاه ما مىباشد، سالهاست كه براى ديدارمان مى كوشد، و عنايت به او داشته ايم و هرگز از نظر نيافكنده ايمش، در به رويش بگشاييد و حجاب مظهريّت خود را از ديده او برگيريد تا به ملكوتتان راه يابد. بخواهد بگويد:
٥٦٦
«إلهى! لاتُغْلِقْ عَلى مُوَحِّديكَ أبْوابَ
[١] - التّوحيد( شيخ صدوق ره)، ص ٢٥٢.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٥، ص ٦١.