جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٩ - غزل ٨٣ حاصل كارگه كون و مكان اين همه نيست
مهربانىات درمان نمى كند ... و سوز و حرارت درونىام را جز وصالت فرو نمى نشاند و آتش باطنىام را جز لقايت خاموش نمى كند، و به شوقم به تو، جز نظر به روى [اسماء و صفات] ات آب نمى پاشد، و قرارم جز به نزديكى به تو آرام نمى گيرد.) به گفته خواجه در جايى:
|
اى كه در كُشتن ما هيچ مدارا نكنى! |
سود و سرمايه بسوى و محابا نكنى |
|
|
دردمندان غمت، زَهْرِ هَلال دارند |
قصد اين قوم خطر باشد، هين تا نكنى! |
|
|
رنج ما را كه توان بُرد به يك گوشه چشم |
شرط انصاف نباشد كه مداوا نكنى[١] |
|
|
از تهتّك مكن انديشه و چون گل خوش باش |
زآنكه تمكين جهانِ گذران اين همه نيست |
|
اى خواجه! اگر به صحيح بودن راه و روش خود يقين دارى، سرزنش دشمنانت را به خود راه مده، و چون گُل خوش و بر افروخته باش، زيرا زندگى در اين جهان چند روزى بيش نيست، و منزلگاه ابديّت سراى ديگر است؛ كه: «إِنَّا لِلَّهِ، وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[٢]: (همانا ما از آن خدائيم و به سوى او باز مى گرديم.- نيز: «وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ»[٣]: (و حتماً ما به سوى پروردگارمان باز مى گرديم.- يا: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ! إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً، فَمُلاقِيهِ»[٤]: (اى انسان! بى گمان تو با تلاش و كوشش ويژه اى به سوى پروردگارت مى روى، پس او را ملاقات خواهى نمود.- پس از اين عالم، بد خواهانت بر اشتباه خود پى خواهند برد. به گفته خواجه در جايى:
|
دل بدان رودِ گرامى، چه كنم گر ندهم؟ |
مادرِ دَهْر، ندارد پسرى بهتر از اين |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٣٤، ص ٣٨٣.
[٢] - بقره: ١٥٦.
[٣] - زخرف: ١٤.
[٤] - انشقاق: ٦.