جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٩٧ - غزل ٦٩ در اين زمانه، رفيقى كه خالى از خل است
باشم، [نام] مرا از [گروه] اشقياء پاك كن و جزو نيك بختان بنويس؛ زيرا براستى كه تو در كتابت كه بر پيامبر مُرسل خويش- كه رحمتهايت بر او و آلش باد!- نازل كردهاى فرمودهاى: «خداوند هرچه را بخواهد محو و پاك، و [يا] ثابت مى فرمايد. و كتابِ مادر نزد اوست.»- به دامن مه طلعتى (پيامبر اكرم ٦ و يا يكى از اهل بيت گرامىاش :) چنگ بزن، شايد به وصال دوست نايل گردى، كه:
٥٧٩
«مُسْتَشْفِعٌ إلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ- بِكُمْ، وَمُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إلَيْهِ، وَمُقْدِّمُكُمْ أمامَ طَلِبَتى وَحَوآئِجى وَإرادَتى فى كُلِّ أحْوالى وَامُورى.»
[١]: (شما را به درگاه خداوند- عزّ وجلّ- به شفاعت و ميانجيگرى برده، و به شما به سوى خدا نزديكى مى جويم، و شما را پيشاپيش خواسته ها و حوائج و اراده و قصد خويش در تمام احوال و امور و كارهايم مى دارم.- به سعادت ابدى دست يابى؛ كه:
٥٨٠
«سَعَدَ مَنْ والاكُمْ.»
[٢]: (نيك بخت شد آن كه دوستدار شما شد.)
|
خَلَل پذير بود هر بَنا كه مى بينى |
مگر بناى محبّت، كه خالى از خَلَل است |
|
اى خواجه! و يااى سالك! طريقه محبّت دوست را اختيار نما، كه به مقصدت راهنما گردد و حضرتش عنايات خود را شامل حال، و به وصالت نايل مى گرداند؛ كه:
٧٦٢
«أللُّهمَّ! اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ الْإرْتِياحُ إلَيْكَ وَالحَنينُ ... وَقُلُوبُهُم مُتَعَلِّقَةٌ [مُعَلَّقَةٌ] بِمَحَبَّتِكَ، وَأفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِكَ. يا مَنْ أنْوارُ قُدْسِهِ لأبْصارِ مُحِبّيهِ رآئِقَةٌ، وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عارِفيهِ شآئِقَةٌ! يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ! وَيا غايَةَ آمالِ الْمُحِبّينَ! أسْألُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى إلى قُرْبِكَ، وَأنْ تَجْعَلَكَ أحَبَّ إلَىَّ مِمّا سِواكَ، وَأنْ تَجْعَلَ حُبّى إيّاكَ قآئِداً إلى رِضْوانِكَ.»
[٣]: (خداوندا! ما را از آنانى بگردان كه شيوه و عادتشان [اظهار] شادمانى و.
[١] - بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٣١.
[٢] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٣٠.
[٣] - بحارالانوار، ج ٩٤، ص ١٤٨- ١٤٩.