جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٦٢ - غزل ١٠٢ رواق منظر جشم من آشيانه توست
كنايه از اينكه: اى آنان كه به وصال محبوب راه يافتهايد (انبياء و اولياء : و يا اساتيد)! كامتان خوش باد كه بهره مندى از حضرت دوست، از طريق كثرات و چمنزار مظاهر عالم، براى هر كسى ميسّر نخواهد بود و محرومان وصالش در همه جا سخن از فرياد گلبانگ عاشقانه شما دارند. بخواهد با اين بيان بگويد:
١٤٩٦
«إلهى! ... وَألْحِقْنا بِالْعِبادِ [بِعِبادِكَ] الَّذينَ هُمْ بِالْبِدارِ إلَيْكَ يُسارِعُونَ، وَبابَكَ عَلَى الَّدوامِ يَطرُقُونَ، وَإيّاكَ فِى اللَّيلِ يَعْبُدُونَ، وَهُمْ مِنْ هَيْبَتِكَ مُشْفِقونَ، ألَّذينَ صَفَّيْتَ لَهُمُ الْمَشارِبَ، وَبَلَّغْتَهُمُ الرَّغآئِبَ، وَأنُجَحُتَ لَهُمُ الْمَطالِبَ، وَقَضَيْتَ لَهُمْ مِنْ وَصْلِكَ الْمَآرِبَ، وَمَلأتَ لَهُمْ ضَمآئِرَهُمْ مِن حُبِّكَ وَرَوَّيْتَهُمْ مِنْ صافى شِرْبِكَ، فَبِكَ إلى لَذيذِ مُناجاتِكَ وَصَلُوا، وَمِنْكَ أقصى مَقاصِدِهِمْ حَصَّلُوا»
[١]: (معبودا! ... و ما را به آن گروه از بندگانت كه به پيشى گرفتن به درگاهت شتاب مى نمايند، و پيوسته درِ تو را مى كوبند، و شبانگاهان در حالى كه از هيبت و عظمتت هراسانند، به عبادتت مشغول هستند ملحق نما، آنان كه آبشخورها را براى ايشان صافى و زلال نموده، و چيزها [و كمالات] دلپسند و خوشايندشان نايل ساخته، و به خواسته هايشان كامياب، و خواهشها و حوايجى را كه از وصل و پيوستن به تو داشتند بر آورده نموده، و درونشان را از مهر و دوستىات پُر، و از شراب و نوشيدنى ناب و بىآلايشت سيراب فرمودى، تا اينكه به [وسيله] تو به مناجات و درد دل نمودن لذّت بخش با تو نايل آمده، و دورترين و بالاترين خواسته هايشان را از تو بدست آوردند.)
|
علاجِ ضعفِ دل ما به لب حوالت كن |
كه آن مُفَرّحِ ياقوت در خزانه توست |
|
محبوبا! عشق به تو، دل و عالم خيالى عاشقانت را به ضعف و نابودى دعوت مىكند، با شراب ياقوتى از تجلّيات حيات بخشت كه در لب دارى، آنان را بهره مند ساز، تا به مستى گرايند؛ زيرا: «آن مُفَرّحِ ياقوت، در خزانه توست» بخواهد بگويد:
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٧.