جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١٦ - غزل ٥٥٣ جاى حضور و گلشن امن است اين سراى
بركنار فرما، و پردههاى شك و حجاب را از دلهايمان برانداز، و باطل را از درونمان بيرون نموده، و حقّ را در باطنمان پا برجادار؛ زيرا شك ها و گمانها باردارِ فتنهها و آشوبها، و تيره كننده زُلالى و صافىِ عطايا و بخششها [ى تو] ست.)
|
ياد تو، همچو آتشِ موسى، خجستهْ پِىْ |
خاكِ تو همچو آب خِضِر، زندگى فزاى |
|
محبوبا! اين ياد توست كه عاشقان را چون موسى ٧ برافروخته مى سازد، و به تمنّاى ديدارت برمى انگيزاند، و از تعلّقات جدا مى سازد؛ كه: «وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى إِذْ رَأى ناراً، فَقالَ لِأَهْلِهِ: امْكُثُوا، إِنِّي آنَسْتُ ناراً، لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً. فَلَمَّا أَتاها، نُودِيَ: يا مُوسى! إِنِّي أَنَا رَبُّكَ، فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ، إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً، وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ، فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى، إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا، فَاعْبُدْنِي، وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»[١]: (و آيا داستان موسى [٧] به تو رسيده، آن هنگام كه آتشى ديد، و به اهل خود فرمود: درنگ كنيد، كه همانا من آتشى مشاهده كردم، اميد آنكه از آن، شعله آتشى براى شما بياورم، يا بر آتش هدايت و راهنمايى بيابم. پس آنگاه كه به آنجا آمد، ندا شد: اى موسى! همانا من پروردگار توام، پس نعلين خود را بركن، براستى كه تو در وادى مقدّسِ طُوى هستى، و من تو را برگزيدم، پس به آنچه وحى مى شود گوش فرا ده، بدرستى كه من خداوندى هستم كه معبودى جز من نيست، پس تنها مرا بپرست، و نماز را براى يادكردِ من بپادار.- اين، خاك كويت شدن و بندگى خالصانهات را اختيار نمودن است، كه به عاشقانت چون آبِ خضر، حيات ابد مى بخشد؛ كه: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً، وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»[٢]: (هركس از مرد و زن عمل صالح و شايسته انجام دهد، در حالى كه مؤمن باشد، بى گمان ما او را به زندگانى پاكيزه اى زنده.
[١] - طه: ٩- ١٤.
[٢] - نحل: ٩٧.