جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦٤ - غزل ٥٧١ سحرگه رهروى در سرزمينى
مُدَّكِرٍ»[١]: (و مسلّماً ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختهايم، پس آيا يادآورنده اى وجود دارد؟- دانشمندان را هم علم اليقينى كه به حضرتت راهنمايم شوند نمىباشد تا از اين طريق به عين اليقين و حق اليقين راه يابم.
پس چاره ساز من همان گشودن درِ ميخانه است تا مآل كار خود را از پيشْ بينى سؤال نمايم؛ كه:
٣٨٤٣
«إتَّقُوا فَراسَةَ المُؤمِنِ؛ فَإنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ- عَزَّ وَجَلَّ-.»
[٢]: (از زيركى و هوشيارى و پيش گويى مؤمن بپرهيزيد؛ زيرا او به نور خداوند- عزّ وجلّ- مىنگرد.- به گفته خواجه در جايى:
|
خيز تا از دَرِ ميخانه گشادى طلبيم |
بر دَرِ دوست نشينم و مرادى طلبيم |
|
|
زادِ راهِ حَرَمِ دوست نداريم مگر |
به گدايى ز دَرِ ميكده زادى طلبيم |
|
|
بر در مدرسه تا چند نشينى؟ حافظ! |
خيز تا از دَرِ ميخانه گشادى طلبيم[٣] |
|
[١] - قمر: ١٧.
[٢] - اصول كافى، ج ١، ص ٢١٨، روايت ٣.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٠٥، ص ٣٠٠.