جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٩٥ - غزل ٥٥١ تو مگر بر لب جويى ز هوس ننشينى
معشوقا! قسم به آن كه تو بنده آنى و خود به خود عشق مى ورزى و خود، خود را مى ستايى، مبادا به جاى منى كه هرچه داشتهام در راه ديدارت دادهام، ديگرى را اختيار كنى و مرا از نظر بياندازى. به گفته خواجه در جايى:
|
اى خسروِ خوبان! نظرى سوى گدا كن |
رحمى به من سوخته بىسر و پا كن |
|
|
دَردِ دل درويش و تمنّاىِ نگاهى |
ز آن چشم سِيَهْ، مَسْت به يك غمزه دوا كن |
|
|
اى سروِ چمان! از چمن و باغ زمانى |
بخرام در اين بزم و دو صد جامه، قبا كن |
|
|
با دلشدگان، جور و جفا تابكى آخر |
آهنگِ وفا، تركِ جفا، بَهْرِ خدا كن[١] |
|
|
صبر بر جور رقيبت چه كنم گر نكنم؟ |
عاشقان را نَبُوَد چاره، بجز مسكينى |
|
دلبرا! تو خود از ابتدا شيطان را بيافريدى تا بندگانت را به او بيازمايى، و قدرت تمامش دادى تا مرا و بندگانت را از هر طريق در تنگناى وسوسههاى خود قرار دهد.
از طرفى هم فرمودى: «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ»[٢]: (از گامها و وسوسههاى شيطان تبعيّت و پيروى ننماييد.) مرا قدرت مقابله با او نمى باشد، مگر آنكه سر مسكنت در پيشگاهت بسايم، و تو يارىام دهى تا از متابعت او سرباز زنم و به پيشگاهت بپذيرىام و ديدارت را نصيبم گردانى، پس
|
صبر بر جور رقيبت چه كنم، گر نكنم؟ |
عاشقان را نَبُوَد چاره، بجز مسكينى[٣] |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٦٤، ص ٣٣٩.
[٢] - بقره: ١٦٨.
[٣] - شايسته است اينجا بعضى از آيات مناسب با گفتار فوق را يادآور شويم: خداوند سبحان مى فرمايد:« يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ، كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ.»( اعراف: ٢٧):( اى فرزندان آدم! مبادا شيطان شما را گرفتار نمايد، چنانكه پدر و مادرتان را از بهشت خارج نمود.- نيز:« وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ.»( اعراف: ٢٠٠):( و اگر انگيزش[ و وسوسه] تباه كننده اى از شيطان به تو برسد، به خدا پناه ببر.- همچنين:« وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ، لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا.»( نساء: ٨٣):( و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، مسلّماً جز[ گروه] اندكى از شيطان پيروى مى نموديد.)