جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١ - أ - اهميت طلب در گفتار خواجه
مقدّمه طلب و همّت و استقامت از نظر خواجه
از مهمّترين امور براى كسى كه قدم در راه معنويّت مى گذارد، قوّت طلب و علوّ همّت و استقامت در طريق الى اللَّه مى باشد. ما نظر خواجه را در اين موارد به اختصار مى آوريم و شواهد قرآنى و روايى را در شرح ابيات مربوطه خواهيم آورد، باشد كه رهروان مقصد غايى انسانيت را فائدتى بخشد، تا در هيچيك از عقبات منازلِ سير اقامت نگزينند، تا به منتهى مقصد و مقصود از خلقت، كه شناسايى حضرت معشوق است، دست يابند.
أ- اهميّت طلب در گفتار خواجه
|
١- به كوى ميكده، هر سالكى كه ره دانست |
دَرِ دگر زدن، انديشه تبه دانست |
|
|
زمانه، افسرِ رندى نداد جز به كسى |
كه سرفرازىِ عالَم در اين كُلَه دانست[١] |
|
|
٢- دلا! جام و ساقىِ گُلرخ طلب كن |
كه چون گلِ زمانه بقايى ندارد |
|
|
اگرچه دلم رفت، ليكن غمش نيست |
بجز آن خَمِ زلف، جايى ندارد |
|
|
چو ماه است روشن، كه بىمهرِ رويت |
دل و جانِ حافظ، صفائى ندارد[٢] |
|
|
٣- زهى خجسته زمانى كه يار بازآيد |
به كامِ غمزدگان، غمگسار بازآيد |
|
[١] - ديوان حافظ چاپ قدسى غزل ٧٨ ص ٨٩.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٩٤، ص ١٦٤.