جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٥٨ - غزل ٥٩٦ أحمد الله على معدلة السلطان
تَخْفى، وَأنْتَ الظّاهِر؟! أمْ كَيْفَ تَغيبُ، وَأنْتَ الرَّقيبُ الحاضِرُ؟»
[١]: (خود را به هر چيز شناساندى، پس هيچ چيز به تو جاهل نيست، و تويى كه خويش را درهمه چيز به من شناساندى، پس تو را آشكار و هويدا در هر چيز ديدم، و تويى آشكار براى هر چيز ...
اى خدايى كه با نهايت فروغ و زيبايى جلوه نمودى! تا اينكه عظمتت تمام مراتب وجود را فرا گرفت، چگونه پنهانى با آنكه تنها تو آشكارى؟! يا چگونه غايبى درصورتى كه فقط تو مراقب و حاضر هستى؟!- هم جانان و معشوقِ بىهمتاى همه جهان هستى و موجوداتى؛ كه: «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»[٢]: (و تمام آنچه در آسمانها و زمين است تنها براى خداوند سجده و كرنش مى كنند.- نيز: «لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً»[٣]: (تمام آنان كه در آسمانها و زمين هستند، خواهى نخواهى براى خداوند سجده و كرنش مى نمايند.- همچنين:
٤٠٠١
«وَأنْتَ الَّذى سَجَدَ لَكَ سَوادُ اللَّيْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ القَمَرِ وَشُعاعُ الشَّمْسِ وَدَوِىُّ المآءِ وَحَفيفُ الشَّجَرِ. يا اللَّهُ! لا شَريكَ لَكَ.»
[٤]: (و تويى كه سياهى شب و روشنايى روز و پرتو ماه و شعاع خورشيد و صداى آب و درخت در برابر تو سجده و كرنش مى كنند، اى خدا! شريكى براى تو نيست.) الهى! كه از چشم زخم دور باشى.
|
گرچه دوريم، به ياد تو قدح مى نوشيم |
بُعد منزل نبود در سفرِ روحانى |
|
محبوبا! اگرچه ما به واسطه گناهان و اعمال و آمال خود، از تو دور افتاده و محجوب گشتهايم؛ امّا مراقبه و ذكر و يادت را فراموش نكردهايم. اميد آنكه اين رفتارمان سبب شود پرده از رخسارت گشوده و به مشاهده جمالت كه كنار از ما.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٥٠.
[٢] - نحل: ٤٩.
[٣] - رعد: ١٥.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٥٥٤.