جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٠ - سروده اى از مرحوم علامه طباطبائى(رضوان الله تعالى عليه)
سروده اى از مرحوم علّامه طباطبائى (رضوان اللَّه تعالى عليه)
ابيات ذيل قسمت دوّم اشعارى است كه مرحوم استاد پس از رحلت آية اللَّه آقا سيد محمد حجّت (ره) سرودهاند. قسمت اوّل را در مقدّمه مجلّد نهم به نظر خواننده عزيز رسانيديم.
|
نداريد جز كيش اسلام كيش |
در اين ره مناليد از نوش و نيش |
|
|
بكوشيد و بنهيد پايى به پيش |
مترسيد از قطره خون خويش |
|
|
كه زيباتر از خون به پيكار نيست |
خود از لاله خوشتر به گلزار نيست |
|
|
بزرگان كه رادند و آزادهاند |
به حق مهر ورزيده، دل دادهاند |
|
|
به خون خود آغشته افتادهاند |
بدين آرمان راه بگشادهاند |
|
|
به شمشير هر پند بگسستهاند |
به نيروى دانش دژى بستهاند |
|
|
مبادا كه گردون كند رامتان |
مبادا كه كوته كند كامتان |
|
|
مبادا شود تيره فرجامتان |
مبادا كه ننگين شود نامتان |
|
|
شود چهره دل دشمن پر زكين |
بگيرد دژ و بشكند كاخ دين |
|
|
حقيقت جز آيين اسلام نيست |
به از نام نيكوى وى نام نيست |
|
|
به چيزى فضيلت جز او رام نيست |
جهان جز به وى هرگز آرام نيست |
|
|
مهين كاخ اسلام آباد باد! |
هميشه بَر و بومش آزاد باد! |
|