جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤١٨ - غزل ٥٩١ نور خدا نمايدت آينه مجردى
و ممكن است منظور، ايمان باشد؛ كه: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا، يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»[١]: (خداوند، ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند، ايشان را از تاريكيها به سوى نور خارج مى كند.- نيز: «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ»[٢]: (روزى كه مردان و زنان مؤمن را مى بينى كه نورشان از پيش رو و سمت راست آنها مى شتابد.).
و ممكن است مراد همه آنچه از آيات استفاده شد، باشد؛ زيرا اين انوار است كه دل سالك عاشق را روشنى بخش مى باشد و انس با محبوب حقيقى مى دهد.
|
باده بده كه دوزخ ار نامِ گناهِ ما برد |
آب زند بر آتشش معجزه محمّدى |
|
بخواهد بگويد: محبوبا! از باده تجلّياتت خواجهات را محروم مدار، اگرچه زاهد آنرا گناه و اهلش را دوزخى شمارد و چنانكه (بنا بر نظر زاهد) آتش دوزخ بخواهد نام گناه من برد و در خود جايم دهد، شفاعت رسول اللَّه ٦ دستگيرىام خواهد كرد. كنايه از اينكه: زاهدا! باده اى كه آن را مى طلبم نه آن است كه تو مىپندارى تا آشاميدنش گناه باشد، و مورد مؤاخذه قرار گيرم، بلكه آن بر طريق فطرت قدم برداشتن است؛ كه: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[٣]: (پس استوار و مستقيم، روى [و تمام وجود] خويش را به سوى دين نما، همان سرشت خدايى كه مردم را بر آن آفريد.)
|
شعبدهْ بازيى كنى هر دم و نيست اين روا |
قالَ رَسولُ رَبِّنا: ما انَا قَطُّ مِنْ ادِىّ |
|
زاهدا! خود و مردم را به گفتار و كردار فريبندهات سرگرم نموده اى و خويش و.
[١] - بقره: ٢٥٧.
[٢] - حديد: ١٢.
[٣] - روم: ٣٠.