جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٨ - غزل ٥٦٥ زان مى صاف كز او پخته شود هر خامى
كَرامَتِكَ، وَأوْجِبْ لَنا ما تُوجِبُ لِأهْلِ الإسْتِقْصآءِ لِطاعَتِكَ، وَاجْعَلْنا فى نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الدَّرَجَةَ العُلْيا [الرَّفيعَ الأعْلى] مِنْ جَنَّتِكَ [بِرَحْمَتِكَ]، وَاسْتَوْجَبَ مُرافَقَةَ الرَّفيعِ الأعْلى مِنْ أهْلِ كَرامَتِكَ، بِفَضْلِكَ وَجُودِكَ وَرَأفَتِكَ.»
[١]: (و حمد و سپاس خدايى را كه ... ما را در راههاى احسان و نيكوكارى خويش روانه ساخته، تا به نيكى و نوازش او آن راهها را به رضا و خشنودىاش بپيماييم ... و سپاس خدايى را كه ماه خويش، ماه روزه، ماه رمضان و ماه پاك كننده، و ماه اسلام و تسليم شدن، و ماه آزمايش را از اين راهها قرار داد ... و ما را با بازداشتن اعضا و جوارح از نافرمانيها و بكار زدن آنها در آنچه تو را خشنود مى نمايد، بر روزه گرفتن در اين ماه يارى فرما ... بار خدايا! ما را در اين ماه سزاوار آنچه كه از كرامت و بزرگوارىات به اوليا و دوستان خويش وعده دادى، بفرما، و ما را مستوجب و برازنده آنچه كه به آنان كه تمام كوشش خود را در طاعت و عبادتت بكار مى بندند [و يا: ريز ريز عبادتها را بجا مى آورند] عنايت مى فرمايى، بگردان، و در رشته و رده كسانى كه [به مهر و رحمت تو] زيبنده پايه بلند از بهشتت گشته، و به فضل و بخشش و رأفتت شايسته همدمى با بلندپايگان از اهل كرامت و بزرگوارىات شدهاند، قرار ده.) خواجه هم مىخواهد با اين بيان تقاضاى وارد شدن به ضيافت الهى و عمل صالح نمودن را نموده باشد؛ لذا مى گويد:
|
مرغِ زيرك به درِ صومعه اكنون نَپَرَد |
كه نهاده است به هر مجلسِ وعظى دامى |
|
ماه صيامى كه حضرت معشوق مِىْ صاف به بندگانش مى دهد، به در صومعه عابد و زاهد رفتن و به سخن ايشان كه به قشر دعوت مى كنند گوش دادن، خطاست.
بايد نظر به اعمال خالصانه داشت، و توجّه به صاحب خانه را اختيار نمود، و از نعمتهاى معنوى آن برخوردار گرديد. در جايى مى گويد:
[١] - اقبال الاعمال، ص ٤٣- ٤٤.