ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٦٥ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
كرده است كه فرمود: مردى بنزد پيمبر ٦ آمد و گفت: چيزى بمن بياموزان يا رسول اللَّه، پس پيمبر ٦ فرمود: بر تو باد بنوميدى از آنچه در دستهاى مردم است، زيرا كه آن، يك بىنيازى حاضر است، گفت: بيفزاى مرا يا رسول اللَّه، فرمود: زنهار از طمع، زيرا كه آن، فقرى حاضر است، گفت: بيفزاى مرا يا رسول اللَّه، فرمود: چون قصد اقدام بكارى كنى، در عاقبت آن بينديش، تا اگر خيرى يا استقامت در راه حقّى باشد، آن را پىگيرى كنى، و اگر شرّى يا گمراهىاى باشد آن را واگذارى.
٥٨٩٥- و حسين بن يزيد، از علىّ بن غراب روايت كرده است كه گفت:
امام صادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام فرمود: كسى كه بقصد ارتكاب گناهى خلوت گزيند، پس در آن حال خداى تعالى ذكره را مشرف و مطّلع بر خويشتن بيابد، و از فرشتگان حافظ و مراقب خود حيا كند، و آن گناه را واگذارد، خداوند عزّ و جلّ همگى گناهانش را، اگر چه برابر با گناه ثقلين باشد، براى او مىآمرزد.
شرح: «مراد از ثقلين جنّ و انس ميباشد و البتّه چنين شخصى بخدا روى آورده و از ارتكاب گناه حذر كرده و در حقيقت بخدا بازگشته و اين خود توبه است كه موجب آمرزش گناهان خواهد بود ان شاء اللَّه».
٥٨٩٦- و عبّاس بن بكّار ضبّى، در روايت خود گفت: محمّد بن سليمان بزّاز كوفى براى ما حديث كرد، كه عمرو بن خالد، از زيد بن علىّ، از پدرش