ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢١ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
اى شيخ براى مردم همان را بپسند كه براى خود مىپسندى، و با مردم چنان برخورد كن كه دوست دارى تا مردم همان گونه با تو برخورد كنند.
سپس رو به اصحاب خود كرد، و فرمود: أيا اى مردمان، آيا نمىبينيد كه اهل دنيا بر حالات متفاوتى روز را شب ميكنند، و شب را بصبح مىآورند: يكى از شدّت درد از اين پهلو به آن پهلو مىشود، و يكى عيادتكننده و ديگرى عيادت شده است، و يكى در حال جان دادنست، و ديگرى اميد بزنده ماندنش نمانده است، و آن يك در بستر مرگ غنوده است. يكى طالب دنيا است، در حالى كه مرگ او را همى طلبد، و ديگرى غافليست كه احكام قضاء و قدر از او غفلت نميكند، و بازماندگان اين كاروان بدنبال در گذشتگان آن روانند.
پس زيد بن صوحان عبدى به آن حضرت معروض داشت كه: يا أمير المؤمنين كدام سلطه چيرهتر و نيرومندتر است؟ فرمود: هواى نفس، گفت: كدام ذلّت ذليلكنندهتر است؟ فرمود: حرص نسبت بدنيا، گفت: پس كدامين فقر سختتر است؟ فرمود: كفر بعد از ايمان، گفت: كدام دعوت گمراهكنندهتر است؟ فرمود:
دعوتكننده بچيزى كه امكان تحقّق آن نيست، گفت: پس چه عملى افضل است؟
فرمود: تقوى، گفت: پس چه عملى موفّقتر است؟ فرمود: طلبيدن آن چيز كه نزد خداوند عزّ و جلّ است، گفت: پس كدام معاشر براى آدمى بدتر است؟ فرمود: آن