ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٧٧ - باب ميراث اجداد و جدات
مادرش- و برادران و خواهرانى پدرى، يا ابوينى را بجاى گذارد، در اين صورت نصف تركه براى شوهر، و سدس آن براى مادر، و سدس ديگر براى جدّ- پدر پدر- و ما بقى براى پدر است، و جدّ- پدر مادر- از شمار ورثه ساقط مىشود، و اين مورديست كه جدّ- پدر مادر- با بودن مادر در آن مورد ارث نميبرد. و علّت اين امر اينست كه برادران و خواهران پدر و مادرى، يا پدرى مادر را از ثلث محجوب ساختهاند، و آن را به سدس بدل كردهاند، و بدين جهت چون مادر بجز سدس دريافت نميكند، پدرش از دريافت طعمه از مال او ساقط مىشود.
و اگر آن زن جدّى يا جدّهاى پدرى يا مادرى، و عمو يا عمّهاى، يا خالى يا خالهاى، بجاى گذارد، در اين صورت مال متعلّق بجدّ يا جدّه است، و عمّ و عمّه و خال (دائى) و خاله از شمار ورثه ساقط ميشوند، و در صورت بودن جدّ، و برادر، و خواهر، و پسر برادر، و پسر خواهر، و دختر برادر، و دختر خواهر، هيچ گاه عمو و عمّه، و خال و خاله، و پسر عمو و پسر عمّه، و پسر دائى و پسر خالهاى ارث نميبرند.
و فرزندان برادر، و فرزندان خواهر، اگر چه در نسلهاى بعدى واقع شده باشند، براى بهره گرفتن از ميراث، از عموها و عمّهها، و خالوها و خالهها سزاوارترند، و لا