ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٧٦ - باب ميراث اجداد و جدات
است، زيرا جدّ- پدر پدر- سدسى بعنوان «طعمه» از مال پسرش دريافت ميكند، و همچنين جدّ- پدر مادر- سدسى برسم طعمه از مال دخترش مىبرد.
و اگر مرد، زنش، و أبوينش، و جدّش- پدر پدرش- و جدّش- پدر مادرش- را بجا گذارد، ربع مال متعلّق به زن، و سدس آن متعلّق به مادر و سدس ديگر متعلّق به جدّ- پدر مادر- و سدس ديگر متعلّق به پدر پدر است. و بقيّه ميراث متعلّق به پدر است.
و اگر زن شوهرش، و پدر و مادرش، و جدّش- پدر پدرش- و جدّش- پدر مادرش- را بجا گذارد، نصف مال متعلّق بشوهر، و سدس آن متعلّق بمادر، و سدس ديگر متعلّق به جدّ- پدر مادر- و سدس ديگر متعلّق به پدر است، و جدّ- پدر پدر- ارث نمىبرد. و از بردن ارث محروم است.
و اين، موردى است كه جدّ- پدر پدر- با بودن پدر، در آن ارث نميبرد، و علّت اين امر اينست كه ميراث جدّ سدس از مال پسرش برسم طعمه است، و در اين مورد كه پسرش جز سدس به ارث نبرده جدّ از طعمه ساقط مىشود.
و اگر زنى شوهرش، و پدر و مادرش، و جدّش- پدر پدرش- و جدّش- پدر-