ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩٥ - باب نوادر و اخبار متفرقه مربوط بوصايا
وكالت، هر چند ثقه است».
٥٥٥٩- و محمّد بن أبى عمير از حمّاد بن عثمان روايت كرده است كه گفت:
مردى سى دينار براى اولاد فاطمه عليها السّلام وصيّت كرد، پس وصىّ او آن را نزد امام صادق ٧ آورد، ولى امام فرمود: آن را بفلان پيرمرد از اولاد فاطمه عليها السّلام تسليم كن، و او شخصى عيالمند و تنگدست بود، پس آورنده مال گفت: همانا كه آن مرد آن را براى اولاد فاطمه عليها السّلام وصيّت كرده است، امام فرمود: اين مبلغ همگى اولاد فاطمه عليها السّلام را فرا نميگيرد، ولى اين مرد عيالوار را كفايت ميكند.
٥٥٦٠- و ابن فضّال، از علىّ بن عقبه، از بريد بن معاويه روايت كرده است كه به امام صادق ٧ معروض داشتم كه مردى بمن وصيّت كرد، پس من از او خواستم كه خويشاوندى از خود را با من شريك سازد، و او چنين كرد، و آن مرد كه مرا وصىّ خود ساخته بود گفت كه صد و پنجاه درهم از شخصى كه او را شريك وصيّت ساخته است طلبكار است، و جامى از نقره به گروگانى آن نزد او هست، و موجود است، ولى چون آن مرد از دنيا رفت وصىّ او بطرح ادّعائى آغاز كرد، دائر بر اينكه چندين كرّ گندم از او طلب دارد. امام فرمود: اگر گواه روشنى