ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٧٣ - توضيحات لازم
غلات: آنان سه فرقهاند، كه فرقهاى از ايشان در باره على ٧ غلوّ ميكنند و او را خدا ميخوانند و به تخميس قائلند، يعنى عقيده دارند كه سلمان و ابو ذر و مقداد و عمّار و عمر بن أميّه ضمرى از طرف على ٧ مأمور بتدبير جهان بودهاند، و او داراى مقام ربوبيّت است.
و فرقه ديگر در باره اهل بيت عليهم السّلام غلو ميكنند، و در حق ايشان قائل بصفات و خصوصيّاتى هستند كه خود ايشان در باره خود چنين ادّعائى ندارند، از قبيل ادّعاى نبوّت و الوهيّت.
و فرقه ديگر معتقدند كه شناخت امام شخص را از همگى عبادات و واجبات بىنياز ميسازد، و از اين رو طهارت و نماز و روزه و زكات و حجّ را با اتّكال بدوستى و ولايت اهل بيت ترك ميكنند، و قسمت مهمّ آنچه در كتب رجال بويژه كتب متقدّمين آمده است كه فلان شخص غالى است، يا از غلاتست مقصود همين طايفه است، و گواه اين امر موضوعى است كه احمد بن حسين غضائرى از حسن بن محمد ابن بندار قمّى روايت كرده است كه گفت: «از مشايخ و اساتيد خود شنيدم كه ميگفتند: محمد بن أورمه وقتى رمى بغلوّ شد، اشاعره كسانى را براى قتل او برانگيختند، ولى ايشان او را بحالى يافتند كه در چند شب از اوّل تا آخر آن نماز ميگزارد، و بهمين جهت از اعتقاد خود در باره او متوقّف شدند».
و در كتاب «فلاح السائل» از حسين بن احمد مالكى آمده است كه گفت: «با احمد بن مليك كرخي راجع به آنچه از امر غلوّ در باره محمّد بن سنان گفته مىشود سخن بميان آوردم، گفت: معاذ اللَّه! او طهور يعنى وضو و غسل را بمن آموخته است».
و همچنين اخبار ديگرى در اين زمينه آمده است كه دلالت بر اين دارد كه مراد بغلوّ و غالى در كتب رجال قدما همين معنى است، نه آن دو معناى اوّل.
و همين موضوع يكى از متأخرين- رضى اللَّه عنه- را به اشتباه افكنده تا چنين پنداشته كه مراد بغالى دو معناى اوّلست، و از اين رو قدما- قدّس اللَّه أسرارهم- را مورد طعن قرار داده، و گفته است: «علّت اينكه ايشان بعضى از روات را رمي بغلوّ كردهاند اينست كه پارهاى از معجزات را از ايشان نقل نمودهاند، يا براى امام علم غيب قائل شدهاند، يا نظير آن». و اين سخنى نااستوار و سوء ظنّى نسبت بمشايخ حديث، و بزرگان است، عصمنا اللَّه منه.