ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٧٢ - توضيحات لازم
كرده، و بولايت علىّ امير المؤمنين ٧ دعوت نمودهاند، و اين فرقه خروج با فرزندان على ٧ را واجب ميشمارند، و آن را از باب أمر بمعروف و نهى از منكر ميدانند، و امامت را براى هر يك از اولاد على ٧ كه با شمشير خروج كند اثبات ميكنند. و اينان اصحاب كثير نوّاء[١]، و حسن بن صالح بن حىّ، و سالم بن أبى حفصه، و حكم بن عتيبه، و سلمة بن كهيل ابو يحيى الحضرمى، و أبو مقدام ثابت بن هرمز حدّادند.
و كشى به اسناد خود از أبو بصير روايت كرده است كه گفت: از امام أبو جعفر ٧ شنيدم كه ميفرمود: «حكم بن عتيبه، و سلمه، و كثير نوّاء، و أبو المقدام، و تمّار- يعنى سالم بن أبى حفصه- بسيارى از آنان را كه گمراه شدهاند بگمراهى كشيدهاند، و ايشان از كسانى هستند كه خداى عزّ و جلّ در باره آنان فرموده است:
«و بعضى از مردم كسانى هستند كه ميگويند: بخدا و روز جزا ايمان آورديم، در حالى كه ايشان مؤمن نيستند».
و همچنين به اسناد خود از سدير روايت كرده است كه گفت: «من در حالى كه سلمة بن كهيل و أبو المقدام، ثابت بن حدّاد، و سالم بن أبى حفصه، و كثير نوّاء و جماعتى از ايشان را بهمراه داشتم، بمحضر امام أبو جعفر در آمدم، در اين حال برادر امام ابو جعفر زيد بن على ٧ در حضور آن سرور بود، پس آن جمع به امام أبو جعفر ٧ گفتند: ما على و حسن و حسين را دوست ميداريم، و از دشمنانشان بيزارى ميجوئيم فرمود: بسيار خوب. گفتند: أبو بكر و عمر را دوست ميداريم، و از دشمنانشان بيزارى ميجوئيم، زيد بن على ٧ رو به ايشان كرد، و گفت: آيا از فاطمه ٧ بيزارى ميجوئيد؟ امر ما را مقطوع ساختيد، خدا نسلتان را قطع كناد، و از آن روز ايشان «بتريه» ناميده شدند».
و به اسناد خود از ابن أبى عمير، از سعد بن جلّاب از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود «اگر بتريّه صف واحدى ما بين مشرق تا مغرب باشند، خدا بوسيله ايشان دينى را قوى و گرامى نخواهد ساخت».
[١] بنا بقولى ايشان را بتريه ناميدهاند، زيرا كه او ابتر بوده است.