ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٩ - توضيحات لازم
توضيحات لازم
در تحقيق شخصيّت مشيخه بسيار اتّفاق افتاده است كه گفتهايم: «فلان شخص فطحى، يا بترىّ، يا زيدى، يا ناووسي، يا كيسانى، يا واقفى، يا جارودى، يا غالى، يا مولى» است. از اين رو شايسته است كه مذهب ايشان را بطور اجمال بيان كنيم، تا خواننده در اين باره داراى بصيرت باشد، و بهمين مناسبت با استظهار بتوفيق الهى ميگوئيم:
فطحيّه: نام فرقهاى از شيعه است، كه به امامت علىّ أمير المؤمنين و أئمه بعد از آن بزرگوار، تا امام جعفر بن محمّد صادق عليهم السّلام قائلند، ولى پس از او عبد اللَّه بن- جعفر را به امامت گرفتهاند، و حجّت ايشان در اين باره اينست كه او بزرگسالترين فرزندان پدر خويش است، و پدر او فرموده است: «امامت جز در بزرگترين فرزندان امام تحقّق نمىپذيرد»[١] و اين گروه از آنرو «فطحيّه» ناميده شدهاند كه عبد اللَّه بن جعفر «افطح الرّجلين» بوده، يعنى پاهاى پهنى داشته، و يا «افطح الرأس» بوده و بنا بقولى از آنرو كه رئيس ايشان «أفطح» بوده. گفتهاند عبد اللَّه بن جعفر هفتاد يا نود روز بعد از رحلت پدرش ٧ وفات يافته است، و از امام صادق ٧ روايت شده است كه به پسر خود، موسى ٧ فرمود: «فرزند عزيزم! برادرت بعد از من بجاى من خواهد نشست، و مدّعى امامت خواهد شد، پس با او حتّى به كلمهاى نزاع مكن، زيرا كه او نخستين كس از خاندان منست كه به من خواهد پيوست».
و در ميان راويان ما جمعى از اينان وجود دارند، ولى بيشتر ايشان به امام ابو الحسن موسى ٧ رجوع كردهاند، و بسيارى از ايشان از قبيل «بنى فضّال» در نقل اخبار ثقهاند.
[١] اصل در اين خبر، چنان كه در كافى و غير آن آمده، در صحيح از ابو يحيى الواسطى از هشام بن سالم از آن امام ٧ چنين است« اين امر- يعنى امامت- در فرزند بزرگست در صورتى كه عيب و نقصى در او نباشد. و عبد اللَّه علاوه بر اينكه أفطح بوده از نظر عقلى نيز نقصى داشته است.