ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٨ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
٥٨١٤- دلبستگيت بچيزى تو را از ديدن و شنيدن عيوب آن كور و كر ميسازد.
٥٨١٥- كسى كه شكر احسان مردم را منظور نداشته باشد خدا را شكر نميكند.
٥٨١٦- زن گمراه را جز مرد گمراه در پناه خود نميگيرد.
٥٨١٧- از آتش جهنّم بپرهيز، هر چند با بخشيدن نيمى از يك حبّه خرما باشد.
٥٨١٨- ارواح، گروههائى صفآرايى شدهاند، و از همان آغاز خلقت بر اساس ائتلاف و اختلاف آفريده شدهاند، و بمانند دو سپاه متخاصم در برابر هم قرار گرفتهاند، آنها كه در عالم مجرّدات آشنائى داشتهاند، پس از تعلّق به ابدان در دنيا با يك ديگر مأنوس و مؤتلف ميشوند، و آنها كه با هم ناآشنا بودهاند در دنيا هم با يك ديگر نامأنوس و مختلفند.
٥٨١٩- مماطله و تأخير غنى در پرداختن دين يا حقوق فقير ظلم است.
٥٨٢٠- سفر پارهاى از عذابست.
٥٨٢١- مردم از نظر تفاوت در ارزشها معادنى متفاوت بمانند معادن و كانهاى زر و سيمند.
٥٨٢٢- صاحب مجلس بصدر مجلس خود سزاوارتر است.
٥٨٢٣- به روى ستايشگران متملّق خاك بيفشانيد.