ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٩ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
تخلّف ميكند، و چون او را امين قرار دهند خيانت روا ميدارد.
يا علىّ: نه چيز موجب نسيانست: خوردن سيب ترش، و خوردن پنير و گشنيز و نيمخورده موش، خواندن سنگ نوشته قبور، راه رفتن در ميان دو زن، و زنده رها كردن شپش، و حجامت در نزديكى مخچه، و ادرار كردن در آب راكد.
يا علىّ: لذّت زندگى در سه چيز است: خانهاى وسيع، و كنيزكى زيبا، و اسبى «قبّاء»- يعنى ميان باريك.
مصنّف اين كتاب- رحمه اللَّه- گفت: در كوفه از مردى لغتشناس شنيدم كه ميگفت: اسب قبّاء آنست كه شكمش لاغر باشد. در لغت ميگويند: «فرس أقبّ و قبّاء» زيرا فرس هم بر نر اطلاق مىشود، و هم بر ماده، ولى كلمه «قبّاء» مخصوص اسب ماده است.
ذو الرّمّه گفته است: روزى اسبانى طلائى رنگ دراز پشت كه لاغرى در احشائشان راه يافته بود پيرامون او گوشها را تيز كرده و بمراقبتش پرداخته بودند.
و كلمه «صحر» كه در شعر ذو الرّمه آمده، اسبى است كه رنگ آن متمايل بسرخى است، و اين رنگ در گور خرها ديده مىشود، و «سماحيج» در آن بيت جمع سمحج بمعنى دراز است و «قبب» بمعنى لاغرى است.