ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥٦ - باب ميراث برادران و خواهران
ميگرفت، و اين مورد نيز به عمّ پدرى و ابن عمّ ابوينى قياس ميشد، زيرا در آن مورد همگى مال به ابن عمّ ابوينى تعلّق ميگيرد، و اين بدان جهت است كه او هر دو كلاله، كلاله پدر و كلاله مادر را در وجود خود جمع كرده است، و اين به استناد خبريست كه از طرف أئمهاى رسيده است كه تسليم در برابر ايشان عليهم السّلام واجبست.
و فضل در اين مسأله ميگويد: مال متعلّق به برادر پدريست، و پسر برادر أبوينى از جمع ورثه ساقط شده است، در صورتى كه بنا بر قياس خودش بر او لازم مىآيد كه مال ميان پسر برادر ابوينى و برادر پدرى تقسيم شود، زيرا پسر برادر بوسيله مادر از قرابت نزديكترى برخوردار است، و او به توسّط كسى نزديك مىشود كه بسبب سهم الارث مفروض مستحقّ همگى مال است، و نيز بكسى كه با بودن او برادر پدرى ارث نميبرد.
و اگر متوفّى پسر برادرى مادرى و پسر برادرى پدرى و مادرى، و پسر برادرى پدرى بجاى گذارد سدس مال براى پسر برادر مادرى، و ما بقى براى پسر برادر پدرى و مادرى است، و پسر برادر پدرى از شمار ورثه ساقط است.
و اگر پسر برادر پدرى، و پسر برادرى أبوينى بجاى گذارد، همگى تركه براى پسر برادر أبوينى است، و پسر برادر پدرى از شما ورثه ساقط است.