ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٣ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
اولادش يا براى ديگرى وقف كرده و پس از آن متولّى براى آن قرار داده باشد، حقّ ندارد كه از وقفيّت آن رجوع كند، و اگر موقوف عليهم صغار باشند، و واقف توليت آن ملك را براى ايشان شرط كرده باشد، و خودش تا زمان بلوغ صغار از طرف ايشان آن را حيازت كند، حقّ ندارد كه رجوع نمايد [و اگر موقوف عليهم همه كبير باشند، و او موقوفه را به ايشان تسليم نكرده باشد، و ايشان براى حيازت آن بمرافعه با او برنخاسته باشند حقّ دارد كه رجوع كند] زيرا ايشان با اينكه بالغ بودهاند آن ملك را از او حيازت نكردهاند.
شرح: «خبر دلالت دارد به اينكه تا موقوفه بتصرّف موقوف عليه داده نشود حقّ رجوع هست و پس از حيازت موقوف عليهم في الجمله وقف ثابت و حقّ رجوع نيست».
٥٥٧٤- و محمّد بن علىّ بن محبوب، از موسى بن جعفر بغدادى، از علىّ بن- سليمان نوفلى روايت كرده است كه گفت: بوسيله نامهاى كه به امام ابو جعفر ثانى ٧ نوشتم، در باره زمينى از آن امام سؤال كردم كه جدّم بر نيازمندان از اولاد فلان بن فلان، رئيس و سرپرست قبيله، وقف كرده، و ايشان از نظر شمار بسيارند، و در بلاد مختلف پراكندهاند. در حالى كه اولاد خود واقف در نياز شديدى بسر ميبرند، و از اين جهت از من خواستهاند كه ايشان را نه ساير اولاد رئيس قبيله را، به استفاده از درآمد آن زمين اختصاص دهم، در پاسخ نامه امام ٧ نوشت: در باره زمينى كه جدّت آن را بر فقراى اولاد فلانى وقف كرده سخن گفتهاى، و آن بكسانى تعلّق دارد