ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٥ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
بفرمائيد تا چنين كند.
امام ٧ بخطّ خود براى من نوشت: به او اعلام كن كه رأى من اينست كه اگر از وجود اختلاف ميان صاحبان وقف اطّلاع دارد، و فروختن وقف را بهتر ميداند، آن را بفروشد، زيرا بسا كه اختلاف، تلف اموال و نفوس را در پى داشته باشد! مصنّف اين كتاب- رحمه اللَّه- گفت: اين وقفى بوده كه به آن جمع اختصاص داشته، و مربوط بنسل بعد نبوده، و اگر به ايشان و اولادشان تا زمانى كه زاد و ولد كنند، و پس از آن تا پايان جهان و انقراض جهانيان بفقراء مسلمين تعلّق ميداشت، فروختن آن هرگز جايز نميبود.
شرح: «معلوم نيست كه شخص واقف آيا مورد وقف را در اختيار موقوف عليهم گذارده تا وقف تمام گشته، و بازگشت از آن جايز نباشد يا نه، لذا نميتوان از اين خبر بضرس قاطع استفاده كرد كه فروش وقف تمام جايز باشد در شرائط خاصّى، و هر گاه خبر صريحى جز اين خبر باشد كه دلالت بر جواز با وجود شرط كند آنگاه ميتوان اين خبر را مؤيّد آن دانست ولى تنها اين خبر دليل نميشود».
٥٥٧٦- و محمد بن عيسى، از ابو على بن راشد روايت كرده است كه گفت:
«برسم سؤال به امام ابو الحسن ٧ معروض داشتم: فدايت شوم، قطعه زمينى را در همسايگيم بهزار درهم خريدم، پس چون بهاى زمين را بدو مىپرداختم با خبر شدم كه