ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠١ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
امام ٧ در پاسخ نامه، مرقوم داشت: مضمون نامهات را در باره املاكت فهميدم، و تو نميتوانى از درآمد آن و از صدقه ارتزاق كنى، پس اگر چيزى از آن را بخورى موضوع وقف اجرا نميشود. اگر ورثهاى داشته باشى آن املاك را بفروش و بخشى از بهاى آن را در حال حيات خودت صدقه ده، زيرا چنين كارى را اگر انجام دهى مقدارى كه براى قوت خود لازم است نگاه ميدارى، همان گونه كه امير المؤمنين ٧ عمل فرمود.
شرح: «آنچه در نزد فقهاى ما قطعى است آنست كه واقف بايد خود را از موقوف عليهم خارج كند تا وقف صحيح باشد، و چنانچه بر خود وقف كند باطل است، و همچنين اگر شرط كند كه ديون او را از مورد درآمد موقوفه ادا كنند، يا مخارج او را بدهند تا زنده است، در همه اين موارد وقف درست نيست مگر اينكه بر جماعتى وقف كند مثلا بر فقرا و خود پس از آن فقير شود كه مشهور جايز دانند از آن برگيرد براى نياز خود، و تنها ابن ادريس جايز نمىداند، و اين خبر في الجمله دلالت دارد بر آن زيرا ممكن است كه
«ليس لك أن تأكل منها»
(تو حقّ ندارى از آن ارتزاق كنى) براى اين باشد كه چون قبض و اقباض صورت نگرفته است وقف باطل شود، چنان كه خوردن و تصرّف در آن يا منافع آن دليل بر عدم اقباض است، و خبر دلالت بر افضليّت صدقه دارد زمانى كه خوف آن باشد كه موقوفه را بمصرف واقعى خود نرسانند».
٥٥٧١- و محمّد بن عيسى بن عبيد گفت: احمد بن حمزه براى امام ابو الحسن موسى ٧ نوشت بنده مدبّرى را وقف كردهاند، و پس از آن صاحبش مرده است و دينى بذمّه دارد كه مالش باداء آن وافى نيست، امام ٧ فرمود: وقفش