قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٤ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
كه چاه ما در ملك كس ديگر يا در حريم چاه ديگرى نباشد و ضرر به كسى نرساند آيا كسى حق مزاحمت دارد يا نه؟
ج- اگر چاه در زمين موات بالاصل كه حق كسى به آن تعلق نداشته حفر شده است با شرايط معتبره ملك حفر كننده است و ديگران حق مزاحمت ندارند.
ج ٢ ف ص ٥٧٣- ٥٧٤
س ١٤- چندى پيش هيئت دولت آئيننامهاى را در مورد اراضى موات شهرى تصويب كرده و در اختيار شهرداريها و بنياد مسكن قرار داده است و بر آن اساس مالكيت اراضىاى كه فعلًا موات است از افرادى كه در كشور داراى يك باب خانه هستند لغو شده است لطفاً نظر خود را در اين زمينه بيان بفرماييد؟
ج- اگر زمين موات بالاصل بوده و متعلّق حق كسى نباشد يا مالك از آن اعراض كرده باشد تصرف در آن بلامانع است وگرنه بايد مالك يا صاحب حق راضى شود.
ج ٢ ف ص ٥٧٤
(٣١- ٣٠٨)
س ١٥- بنده شغلم كشاورزى است، ده ما به صورت خورده مالكى است و املاك ده ما در اطراف يك رودخانه واقع شده و خود رودخانه مشاع است؛ من در پايين ملك يك نفر در رودخانه مشاع درخت كارى نمودهام ولى چون اين كار در زمان طاغوت بود صاحب ملك به من گفت اگر پايين ملك مرا (اگرچه مشاع است و جزو رودخانه است) درخت كارى كنى بايد با من نصف بكنى، ما با او يك قرارداد بستيم كه محصول اين جنگل اگرچه زمين مال او نيست و جزو رودخانه مشاع است ولى چون پايين ملك او و در كنار مرز رودخانهاى ملك او قرار دارد نصفه باشد حال با توجه به مطالب فوق به سؤال زير پاسخ بفرماييد: آيا در جمهورى اسلامى هم (كه قائل است زمين مرده مال كسى است كه احياء كرده و محصول آن نيز متعلّق به احياء كننده است) باز اين قرارداد به قوت خود باقى است و او حق دارد كه نصف محصول جنگل را ببرد يا نه؟
ج- اگر زمين موات بوده و متعلق حق كسى يا حريم نبوده ملك احيا كننده است و قرارداد مزبور اثر ندارد مگر اينكه براى ديگرى احياء كرده باشد. ج ٢ ف ص ٥٧٤- ٥٧٥
س ١٦- اينجانب ساكن آبادان هستم، مدتى قبل از جنگ تحميلى عراق به فرمان امام كه فرمودند كسانى كه شغل آزاد دارند كشاورزى كنند. بنده آمدم و مشغول كشاورزى