قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٧١ - مبحث سوم - در حريم املاك
همانند چيزهاى ديگر به آن نياز مىباشد. ج ٣ ص ٣٥١- ٣٥٣
(١٣٩)
مسأله ١١- قريهاى كه در زمين موات ساخته شده است داراى حريمى مىباشد كه كسى حق احياى آن را ندارد و اگر آن را احيا كرد مالكش نمىشود. و حريم قريه آن چيزى است كه به مصالح قريه و مصالح اهل آن تعلق دارد؛ از قبيل راههايى كه از آن شروع مىشود و راههايى كه به آن ختم مىگردد و مسيل آب قريه و جاى جمع شدن خاك و زباله آن و جاى ريختن كود و خاكستر آن و راه آب و مجمع اهالى آن جهت مصالح اهالى بر حسب عادتشان و مدفن مردهها و محل چراى گله و محل جمعآورى هيزم آنان و غير اينها. و منظور از قريه، خانهها و مسكنهايى است كه در كنار هم، محل سكونت مىباشند، پس اين حريم براى آبادى و مزرعهاى كه داراى چندين كشتزار و باغهاى متصل به هم است كه از خانهها و مسكنها و ساكنين خالى است ثابت نمىباشد؛ پس اگر شخصى قناتى را در فلاتى احيا نمايد و زمين پهناورى را به مقدارى كه آب آن قنات برايش كافى مىباشد احيا كند و در آن زراعت نموده و نخيل و درختها را در آن بكارد، موات مجاور زمين احيا شده، حريم آن نمىباشد تا چه رسد به تپّهها و كوههاى نزديك آن، بلكه اگر بعد از اين، در آن زمين احيا شده، خانهها و مسكنهايى را احداث كند تا اينكه قريه بزرگى شود، ثبوت حريم براى آن مشكل مىباشد؛ البته اگر آنها را در كنار مزرعه و باغها در زمينهاى موات احداث كند ظاهر آن است كه حريم براى آنها ثابت مىشود، بلكه ثبوت بعضى حريمها از قبيل چراگاه گله براى آن، مطلقاً بعيد نيست، چنانكه خود مزرعه هم حريمى دارد و آن، مقدارى است كه در مصالحش به آن نياز دارد و از مرافق آن مىباشد از قبيل راههاى دخول و خروج و محل خرمن و جاى آرميدن گله و محل جمعآورى كود و خاك آن و غير اينها. ج ٣ ص ٣٥٥- ٣٥٧
مسأله ١٢- حدّ چراگاه كه حريم قريه و محل چيدن هيزم آن است، مقدارى است كه اهالى آن به حسب عادتشان نيازمند آن مىباشند به طورى كه اگر منع كنندهاى آنها را جلوگيرى نموده يا مزاحمى براى آنها مزاحمت فراهم نمايد هر آينه در تنگى و حرج واقع مىشوند. و اين به زيادى اهالى و كمى آنان و زيادى گلهها و چهارپاها و كمى آنها مختلف مىباشد و لذا مقدار آن از نظر وسعت و ضيق در طول و عرض، متفاوت مىشود. ج ٣ ص ٣٥٧
(^^^ ٢٣٠)