قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١١٠ - مبحث دوم - در وقف
واحد، به شرح زير وقف و به تصرّف وقف داده شده:
وقف مىباشد بر عامّه مؤمنين و مؤمنات كه در قلاع اربعه (كه اول آن قلعه زيد است و آخر آن قلعه عمرو) سكنى دارند و سكنه اماكن حول آستانه متبرّكه امامزاده و زائرين و مجاورين آن حضرت. مقرّر آنكه مجراى آب موقوفه همه جا از صحرا بيايد تا بالاى قلعه اول و از آنجا وارد به قلعه مرقومه شود و از آنجا به قلعه دوم ... و از آنجا به جميع خانههاى حول آستانه متبرّكه و حياض آستانه جارى شود.
آيا متولّى يا اداره اوقاف يا هر مقام ديگرى، شرعاً مىتوانند قبل از مشروب شدن قلاع اربعه كه موقوف عليهم اصلى است اجاره دهند؟
ج- به هر نحو وقف شده به همان نحو بايد مورد استفاده واقع شود و متولّى حق ندارد آن را تغيير دهد. ج ٢ ف ص ٣٤٨
س ٣٦- در صورتى كه متصدى مسجد تشخيص دهد كه پايين بردن مستراح مسجد و روى آن پاساژ يا مغازه بنا كردن [به مصلحت است]، (از نظر افزوده شدن به درآمد مسجد كه نتيجهاش عمران مسجد است و از نظر اين كه با وضع كنونى، نم به اطراف سرايت كرده و زيانها به بار مىآورد و با پايينتر رفتن آن از سرايت نم و رطوبت به اطراف جلوگيرى مىشود) آيا چنين عملى براى متصدى جايز است يا آن كه جايز نبوده و تغيير وقف شمرده مىشود؟
ج- اگر وقف بودن محل محرز است، تأسيس مغازه اشكال دارد ولى پايين بردن مستراح مسجد براى جلوگيرى از سرايت نم و رطوبت به اطراف، مانع ندارد.
ج ٢ ف ص ٣٤٨- ٣٤٩
س ٣٧- قريب صد سال قبل زمينى وقف مسجدى شده كه عوايدش صرف مسجد گردد، زمين فوق به صورت باغ درآمده بود و به مرور زمان باغ مذكور به وسيله باغبان باغ تصاحب شد و بعداً باغ به خيابان برخورد نمود. و مقدارى از آن كه باقى مانده بود با مقدارى از راه قديم را شهردارى سابق تصاحب نموده و يك نانوايى ساخته و مقدارى را به بانك تعاون روستايى فروخته كه فعلًا وسايل زندگانى مردم در بانك تعاونى توزيع و به فروش مىرسد و مردم از نانوايى نان خريدارى و از بانك تعاونى هم اجناس خريدارى مىنمايند با توجه به اصل زمين اين دو مؤسسه كه قبلًا وقف