قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٧٢ - فصل اول - در مالكيت
س ١٧- زمينى است كه برخى از مردم مىگويند ملك جدّ بنده است و برخى ديگر مىگويند يك بار جدّ من در آن تصرّف زراعتى نموده است، اكنون طبقات وارث آن را فروختهاند و سهم الارث مرا فرستادهاند، چون ملكيّت جدّم براى من مشكوك است تكليف مرا بيان فرمائيد؟
ج- در صورتى كه زمين در «يد» مورّث بوده و احتمال ملكيّت او را بدهيد نسبت به سهم خود مالكيد. ج ٣ ف ص ٣٧٥
س ١٣٥- زنى صاحب زمينى بوده قبل از موتش وصيّت كرده كه زمين مذكور را بايد سه قطعه كرد. ثلث اوّل را شخص معيّنى از طرف او حجّ واجب انجام دهد، و ثلث دوّم را شوهرش براى انجام واجبات دينيّه مانند صوم و صلاة مصرف نمايد، و ثلث سوّم مال وارثين باشد كه عبارتند از دخترهايش.
بعد از موت موصى مادرش (كه در حالت وصيّت و حياتش ساكت بوده) نزاع مىكند كه نصف تمام اين زمين را شوهرم عوض مهريّه برايم داده بود، و در ادّعاء خود شاهد هم ندارد. آيا اين دعوى شنيده مىشود و حقّى ثابت مىشود يا نه؟ و وظيفه موصىله بعد از انجام حجّ يا قبل از انجام حجّ چيست؟ تكليف شوهر و دخترها چيست؟
ج- اگر زمين تحت يد موصى بوده تا مدّعيه به طريق شرعى دعواى خود را ثابت نكند حقّى ندارد، و وصيّت نسبت به ثلث مجموع تركه ميّت نافذ است.
ج ٣ ف ص ٤٣٨
(٨٤٣)
س ٤- ملكى از چند سال پيش در يد شخص و يا اشخاصى بوده و اسناد مالكيّت آن نيز طىّ مراحلى به نام آنان صادر شده است. اينك بعضى در صدد ايذاء برآمده و با ادّعاهاى واهى و بدون مدرك و سند اغراض سوئى دارند. آيا ادّعاى آنان بدون برهان و مدارك لازم و كافى مسموع است؟
ج- ذواليد مالك شناخته مىشود، مگر مدّعى خلاف به طريق شرعى دعواى خود را در محاكم صالحه اثبات نمايد. ج ٣ ف ص ٥٤٨
س ٥- اينجانب قطعه زمينى در سال ١٣٢٢ خريدارى نمودهام. زمين مزبور در سالهاى قبل در اثر كمبود آب هر چند سال يك مرتبه كشت مىشده، ولى از حدود هشت سال پيش در اثر زياد شدن آب، تمام زمين ديواركشى و درختكارى شده و تماماً