قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٢١ - فصل اول - در اشياء پيدا شده
ج- تعريف، بايد طورى باشد كه اغلب مردم بفهمند، اگر شهر كوچك باشد. و در شهرهاى بزرگ، اهالى محل بفهمند. و در فرض يأس از پيدا شدن صاحبش، تعريف لازم نيست. ج ٢ ف ص ٦٠٤
ماده ١٦٥: هر كس در بيابان يا خرابه كه خالى از سكنه بوده و مالك خاصى ندارد مالى پيدا كند مىتواند آن را تملك كند و محتاج به تعريف نيست مگر اينكه معلوم باشد كه مال عهد زمان حاضر است در اين صورت در حكم ساير اشياء پيدا شده در آبادى خواهد بود.
مسأله ٣٠- آنچه كه در خرابه قديمى كه اهل آن سپرى شدهاند و در صحراها و هر زمينى كه صاحب ندارد به طور دفن شده پيدا مىشود، بدون تعريف، مال يابنده آن مىباشد و بر او است كه خمس آن را، در صورتى كه صدق گنج بر آن شود- چنانكه در كتاب خمس گذشت- بدهد و همچنين مالِ يابنده مىباشد آنچه كه افتاده و به شهادت بعضى از علائم و خصوصيات بداند يا گمان پيدا كند كه مال اهل زمانِ يابنده نيست. و امّا آنچه كه معلوم باشد كه مال اهل زمان يابنده است لقطه مىباشد، پس تعريف آن در صورتى كه به مقدار درهم و بيشتر باشد واجب است و تحقيقاً گذشت كه در هر شهرى كه بخواهد آن را تعريف مىكند. ج ٣ ص ٤١١
ماده ١٦٦: اگر كسى در ملك غير يا ملكى كه از غير خريده مالى پيدا كند يا احتمال بدهد كه مال مالك فعلى يا مالكين سابق است بايد به آنها اطلاع بدهد اگر آنها مدعى مالكيت شدند و به قرائن مالكيت آنها معلوم شد بايد به آنها بدهد و الّا به طريقى كه فوقاً مقرر است رفتار نمايد.
مسأله ٣٣- اگر مالى را در خانه آبادى كه ديگرى ساكن آن است پيدا كند، چه ملك ديگرى باشد يا استيجارى يا استعارهاى بلكه يا غصبى باشد، بايد آن را به ساكن خانه معرفى نمايد؛ پس اگر ادعاى ملكيت آن را بنمايد مال او مىباشد، بنابراين بايد بدون بيّنه، به او ردّ نمايد. و اگر بگويد: «نمىدانم» پس جريان اين حكم، اشكال دارد. و اگر آن را از خود نفى كند احتياط (واجب) آن است كه حكم لقطه بر آن جارى شود و احتياط بيشتر از آن اجراى حكم مجهول المالك است؛ پس بعد از يأس از مالك، آن را صدقه بدهد. ج ٣ ص ٤١٣
(٢٨)
مسأله ٣٤- اگر چيزى را در درون حيوانى كه از ديگرى به او منتقل شده پيدا كند، پس