قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٤ - فصل اول - در مالكيت
وسع گرفتن حتى خانه اجارهاى را هم نداريم چندين سؤال براى ما مطرح است:
١- آيا ما مىتوانيم در اين خانهها بنشينيم و نماز خود را در مسجد محله يا بيرون خانه بخوانيم يا اينكه اصلًا نشستن ما در خانهها حرام است؟
٢- با توجه به وضعيّت مالى ما و اينكه مثلًا بنياد خانهاى به كسى نمىدهد اگر ما در اين خانهها نباشيم پس كجا زندگى نماييم و تكليف ما چيست؟
٣- اين خانهها داراى برق نبودند و ما با توجه به اينكه احتياج مبرم به برق داشتيم و از طرفى هم به اين خانهها در اين شرايط كنتور برق نمىدادند يك شعله برق بدون اطلاع برق منطقه كشيدهايم تكليف ما در اين مورد چگونه است؟
ج- اگر يقين داريد كه اطاقها مالك شرعى دارد و به غير وجه شرعى تصرف شده بايد به هر نحو كه ممكن باشد رضايت مالك شرعى را كسب نماييد و استفاده از برق و آب منوط به اجازه دولت اسلامى است. ج ٢ ف ص ٥٢١- ٥٢٢
(٣٠٨)
س ١٥- در زمان طاغوت دو تا روستا مجاور هم بودند كه براى يكى از اين روستاها چاه آب مخصوص لولهكشى حفر كردند كه اين چاه نزديك قنات روستاى ديگر بود و آن قنات قسمت اعظم زمينهاى زراعتى قريه را مشروب مىنمود اهالى روستاى صاحب قنات در آن زمان مكرر به ادارات دولتى مراجعه و تقاضاى دادرسى كردند ولى رسيدگى نشده بعد از انقلاب هم كه فرمان مبارك امام براى رسيدگى به امر مستضعفين صادر شده باز مكرر به ادارات مراجعه كردهايم ولى كسى به داد ما نرسيده اينك با استفاده از چاه مزبور عدهاى زارع از كار زراعت بىبهره ماندهاند آيا براى اهالى قريه مجاور مجاز و مشروع است از اين آب استفاده كنند يا خير؟
ج- اگر محرز شود كه چاه، آب وارد شده در قنات را جذب كرده تصرف در آن بدون رضايت صاحبان قنات جايز نيست. ج ٢ ف ص ٥٢٣
(١٣٩)
س ١٦- اينجانب فردى هستم مؤمن و معتقد به اصول اسلامى كه فرائض دينى و تكاليف شرعى و الهى را با تقليد و پيروى از آن پيشواى بر حق انجام مىدهم و چون پيرو آن جناب هستم و اخيراً خود آن زعيم عاليقدر فتوى دادهاند كه: «زمين مربوط به خدا است و مالك اصلى و خصوصى ندارد و كلّيه مسلمين بايستى از زمين به طور تساوى استفاده كنند». بنابراين ديگر طبق اين فتوى تصور نمىكنم مسائلى كه در رسالات در