قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٣ - فصل اول - در مالكيت
س ٥- چنانچه قناتى كه داراى آب هست ولى به علت اختلاف بين چند نفر از مالكين و خرابى قسمتى از قنات و عدم توجه بعضى از مالكين، فعلًا از آب آن استفاده نمىشود و در نتيجه جمعى از مالكين و زارعين اقدام به حفر چاه عميق نمودهاند آيا آن عده كه مالكيت از آب قنات ندارند مىتوانند اراضى را بدون اذن مالك شرعى تصاحب و تصرّف نمايند؟
ج- زمين اگر مالك شرعى داشته باشد تصرف در آن منوط به اذن و رضايت مالك است. ج ٢ ف ص ٥١٨
(٣٠٨)
س ١١- اگر مالكى زمين معلوم و مشخص خود را در زمانى كه مزرعه آب نداشته به شخصى داده كه از آب مزرعه ديگر بكارد. حالا پس از آنكه چاه عميق حفر شود و مالك خود سهم چاه داشته و علاقه زيادى هم به كشاورزى داشته باشد و بخواهد خودش استفاده نمايد آيا آن شخص بايستى زمين مذكور را جهت كشاورزى به صاحبش مسترد نمايد يا خير؟
ج- اگر زمين مذكور به احيا يا خريدن از محيى ملك شده تصرف و استفاده غير مالك از او منوط به اذن و رضايت مالك است. ج ٢ ف ص ٥٢٠- ٥٢١
(١٤٣- ٣٠٨)
س ١٢- مالك خانه خراب و متروكى حاضر به تعمير آن نيست و باقى ماندن آن با وضع كنونى موجب ضرر و ناراحتى اهل محله و به خصوص همسايگان آن خانه است آيا شرعاً جايز است ديگران آن را گرفته بازارچه و پاساژ بسازند تا جلو ضرر گرفته شود يا نه؟ و اگر جايز نيست راه شرعى جلوگيرى از ضرر و ناراحتى چيست؟
ج- تصرف در ملكى كه مالك از آن اعراض نكرده بدون رضايت مالك جايز نيست و به مقامات صالحه مراجعه شود تا به طريق مشروعى ضرر را دفع نمايند.
ج ٢ ف ص ٥٢١
(١٣٢)
س ١٣- ما چندين خانواده هستيم كه در يك سرى خانههاى يك اطاقى زندگى مىكنيم و سبب نشستن ما در اين خانهها هم فردى بود كه در بنيادى كار مىكرد روى اين حساب ما فكر مىكرديم كه اين خانه مال آن بنياد مىباشد ولى چند وقت پيش ديديم كه مالك خانهها آمد و گفت كه خانهها را تخليه نماييد چون من راضى نيستم و فعلًا هم اين خانهها مصادره نشده است و نخواهد شد. حال با توجه به اينكه ما هيچكدام طاقت و