قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٨٦ - مبحث دوم - در وقف
ماده ٥٩: اگر واقف عين موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمىشود و هر وقت به قبض داد وقف تحقق پيدا مىكند.
مسأله ٨- قبض، در صحت وقف شرط است و معتبر است كه قبض به اذن واقف باشد؛ ج ٣ ص ١١٣
مسأله ١٤- اگر واقف قبل از قبض بميرد، وقف باطل مىشود و به ورثه مىرسد.
ج ٣ ص ١١٥
ر. ك. ٦٢ مس ٨٠- (جواز قبض و اقباض از طريق وكيل مستنبط از ٦٦٢/ مس/ ١١).
س ٧- شخص موصى در مرض موتش مالى را وقف حضرت اباعبداللَّه الحسين عليه السلام نموده است؛ آيا اين وقف در مرض موت، بدون رضايت وارث صحيح است يا نه؟
ج- اگر وقف و تحويل جهت وقف در زمان حيات شخص انجام گرفته صحيح است و رضايت وارث شرط نيست. ج ٢ ف ص ٣١٠- ٣١١
(^^^ ١٢٥٦)
س ١١- اينجانب كشاورزى هستم كه تنها دارايى و مايملك خود را كه عبارت از يك «طاق» از شانزده طاق مزرعهاى بوده، بر اثر ناراحتى و گرفتارى و كسالت اقدام به وقف كردن آن نمودم و در وقفنامه قيد گرديد كه صيغه وقف جارى شده ولى اين كه به تصرف وقف داده شده يا نه، قيد نشده است، الحال به علّت اين كه داراى عيال و اولاد بوده و عمل انجام شده باعث محروميّت آنان شده، از عمل خود پشيمان هستم و مىخواهم اجازه فرمايند با توجه به اين كه مورد وقف به تصرّف وقف داده نشده، آيا عمل انجام شده صحيح نبوده و مىتوان از آن عدول نمود يا خير؟
ج- مجرّد صيغه وقف بدون تحويل آن كافى نيست و در خصوصيّات مورد سؤال به مسئولين ذى ربط مراجعه شود. ج ٢ ف ص ٣٣٨- ٣٣٩
س ١٤- اينجانب ٣ دانگ و ٣ ربع دانگ مشاع از شش دانگ باقيمانده كاروانسراى مورد مالكيت خود را كه السّاعه هم متصرف و محل ارتزاق روزمره اينجانب و عائلهام مىباشد، طبق وقفنامه جهت مسجد يا حمام و يا ساير امور عام المنفعه وقف مؤبّد كردم و مقرّر شد كه حاكم شرع دادگاه با مشورت و صلاحديد امام جمعه به نحو احسن از آن استفاده نمايد و قيد شد كه خودم مادام الحيات حق نظارت داشته باشم، صيغه جارى شد ولى مورد وقف تحويل حاكم شرع و امام جمعه داده نشد و چون به موضوع و آينده