قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٨٨ - مبحث دوم - در وقف
يك متر به طول چهل متر) براى توسعه مسجد محل واقع در شهرستان زنجان واگذار نموده است، امّا در زمان طاغوت مسجد مزبور را براى احداث خيابان تخريب كردهاند به طورى كه هم اكنون اثرى از مسجد نيست. حال با توجّه به اين كه مسجد خراب شده و زمين مزبور هم وقفى نبوده آيا شرعاً ما حقّ داريم در آن تصرّف كنيم يا خير؟
ج- اگر وقف نشده ولو به اين نحو كه به قصد وقف تحويل مسجد داده شده باشد باقى بر ملك مالك است و مىتواند در آن تصرّف كند. ج ٣ ف ص ٣٨- ٣٩
ر. ك. ٥٦ س ٢- ٨٢ س ٧٥.
ماده ٦٠: در قبض فوريت شرط نيست بلكه مادامى كه واقف رجوع از وقف نكرده است هر وقت قبض بدهد وقف تمام مىشود.
مسأله ١٣- در قبض، فوريت شرط نيست؛ پس اگر عينى را در زمانى وقف نمايد سپس آن را در زمان متأخرى اقباض نمايد، كفايت مىكند و وقف از وقت قبض تمام مىشود. ج ٣ ص ١١٥
مسأله ١٥- در وقف، دوام- به معناى اينكه به مدتى، موقّت نباشد- شرط است؛ پس اگر بگويد: «وقف كردم اين باغ را بر فقرا تا يك سال» از جهت وقف بودن باطل است. و در صحت آن از جهت حبس بودن يا بطلان آن از اين جهت هم دو وجه است. ولى اگر با اين صيغه، قصد حبس نمايد صحيح است. ج ٣ ص ١١٥
مسأله ١٦- اگر بر كسى كه منقرض مىشود وقف نمايد مانند اينكه بر اولادش وقف نمايد و به يك بطن يا چند بطن از كسانى كه غالباً منقرض مىشوند، اكتفا كند و مصرف بعد از انقراض آنان را ذكر نكند، در صحت آن از جهت وقف يا حبس يا بطلان آن به طور كلى چند قول است كه اقوى، قول اول است. پس وقفى كه آخرش منقطع است صحيح است، به اين معنى كه تا زمان انقراض و پايان يافتن موقوف عليهم، حقيقتاً وقف است و بعد از آن، عنوان وقف برطرف مىشود و به واقف يا ورثهاش برمىگردد، بلكه خروج آن از ملك واقف در بعضى از صورتهاى مسأله مورد منع است. ج ٣ ص ١١٥
مسأله ١٨- اگر موقوف عليه منقرض شود و به ورثه واقف برگردد، آيا به ورثه او در وقت مرگ يا به ورثه در وقت انقراض برمىگردد؟ دو قول است كه اظهر آنها اولى است؛ و نتيجه آن در جايى ظاهر مىشود كه بر كسى وقف كند كه منقرض مىشود مانند زيد و