قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٠٦ - باب دوم - در حيازت مباحات
چرخهاى آبكشى يا موتورهايى كه در اين زمان متداول است از آن آب بدهند، همه آنها حق آب گرفتن از آن را دارند، پس هيچ كسى حق ندارد كه بالاتر از آن املاك، نهرى باز كند و همه آب را بگيرد يا آن را از مقدار احتياج آن املاك كم نمايد. و در اين صورت، پس اگر بدون آنكه مزاحمتى در بين باشد، آب براى آبيارى همه وافى بود كه وافى است.
و اگر وافى نباشد و بين صاحبان آن در تقدّم و تأخّر، مشاجره و سختگيرى پيدا شود، الاسبق فالاسبق در احيا، مقدم مىشود در صورتى كه سابقى معلوم باشد وگر نه الاعلى فالاعلى و الاقرب فالاقرب تا دهانه و اصل آب، مقدم مىشود. پس بالاترى، نيازش را برطرف مىكند سپس آب را به سوى آنكه بعد از اوست رها مىكند و به همين صورت.
ليكن در آبيارى نخل، بنابر احتياط (مستحب) زيادتر از برآمدگى روى پا نباشد اگرچه جواز آب دادن تا به اول ساق، خالى از قوت نيست و در آبيارى درخت زيادتر از قدم و در آبيارى زراعت بالاتر از بند كفش نباشد. ج ٣ ص ٣٨٧
(١٥٦)
ماده ١٥٩: هرگاه كسى بخواهد جديداً زمينى در اطراف رودخانه احياء كند اگر آب رودخانه زياد باشد و براى صاحبان اراضى سابقه تضييقى نباشد مىتواند از آب رودخانه زمين جديد را مشروب كند و الّا حق بردن آب ندارد اگرچه زمين او بالاتر از ساير اراضى باشد.
س ٣- در حدود يك كيلومترى بالاى روستايى كه جزو محدوده روستا مىباشد و آب قنات همين روستا از آنجا مىگذرد و دو چاه عميق هم به وسيله همين روستا احداث شده است شخصى باغى احداث كرده كه مقدارى از آن هنوز به صورت باير است و به اميد اينكه بتواند از آب اين چاه استفاده كند چند سهم از اين چاه را خريده، اين شخص پس از چند سال اقدام به خريدن بيست و پنج سهم از ١٤٤ سهم روستاى همجوار كرده است (البته افراد ديگرى هم هستند كه سهم آب اين روستا را دارند ولى در اين روستا ساكن نيستند) و سپس اقدام به كندن نهرى در حدود بيش از يك كيلومتر بالاى روستاى همجوار كرده و آب را به طرف باغ خود مىبرد با توجه به اينكه اين آب در همين روستا داراى زمين كشاورزى كافى مىباشد و افراد ديگر آن روستا هم مبادرت به بردن آب خود از اين نهر كردهاند و اين نهر قبلًا وجود نداشته و اين عمل باعث مىشود كه مدتى آب در اين روستا قحط و زمينهاى كشاورزى كه