قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٥ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
شدم و چون خانه نداشتم زمين بيابانى كه قابل زراعت نبوده و مقدارى دورش ديوار كشيده بودند و دو يا سه بار هم قبلًا خريد و فروش شده بود خريدم و خانه ساختم و فعلًا ساكن مىباشم ولى بعضى از مؤمنين مىگويند در اين خانه نماز صحيح نيست چون بيابان بوده و متعلق به تمام آبادى مىباشد لطفاً مرا در اين رابطه راهنمايى فرماييد؟
ج- اگر زمين موات بوده و حريم روستا نبوده مىتوانيد در آن منزل تصرّف نماييد.
ج ٢ ف ص ٥٧٥- ٥٧٦
(١٣٩)
س ١٧- در داخل روستايى از توابع تهران بعد از پيروزى انقلاب اسلامى جاده ماشين رو احداث شد، عدّهاى كه منزلشان مقدارى با جاده فاصله دارد و از طرفى خانههاى مزبور هم در كنار ده واقع مىباشند مىخواهند با هزينه شخصى جاده را تا جلو درب منزلشان امتداد دهند ولى عده ديگرى ممانعت مىنمايند و مىگويند اين محوطهاى كه ايشان مىخواهند جاده سازى نمايند متعلق به ما مىباشد با توجّه به اينكه آثار تصرف در زمينهاى مزبور به نام شخص و يا اشخاصى محرز و مشهور نيست مىگويند ما قباله قديمى داريم آيا با اين كيفيت شرعاً حق دارند مانع از احداث راه و يا اينكه ساختمان نوساز ديگران بشوند يا خير؟
ج- قباله و سند اعتبار ندارد زمين موات بالاصل ملك شخص نيست و امر اينگونه اراضى مربوط به دولت اسلامى است. ج ٢ ف ص ٥٧٦
(١٢٩٠)
س ١٨- بعد از سال ١٣٤٢ كه اصلاحات ارضى صورت گرفت و زمينهايى كه ارباب و رعيتى بود به رعيتها واگذار گرديده در روستايى ما چند نفر بوديم كه يا زمين نداشتيم و يا كم داشتيم و در همين روستا قطعه زمينى بود كه هم باير بود و هم موات كه به درد اين روستا نمىخورد يعنى اگر زراعت آبى كاشته مىشد، آب وجود نداشت و اگر ديمى كاشته مىشد باز به علت سنگى و چاله بودن و غيره محصول نمىداد، زمين ذكر شده را ما شخم زديم و چالههاى آن را پر كرديم و آب درآورديم كه در حال حاضر باغ و يا مزرعه خيلى خوبى شده است آيا زمين مذكور اشكالى دارد؟
ج- اگر زمين از زمينهاى موات اصلى بوده و سابقه ملكيت نداشته و شما آن را به قصد مالك شدن احياء نموديد به شما تعلق دارد. ج ٢ ف ص ٥٧٦- ٥٧٧
س ١٩- زمينى است كه حدود ٢٥ سال قبل كشاورزانى در اين زمين كشاورزى