قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٦٢٣ - مبحث اول - در احكام شركت
- ر. ك. ١٩٧ س ٩- ٢٤٧ س ٣٠، ٣٦- ٢٥٦ س ٢٨- ٣١٣ س ٨- ٣٤٧ س ٩١- ٤٩٤ س ١٣- ٥٧٣ س ١١- ١١٧١ س ١٠- ١٢٠٠ س ٤- ١٢٣٥ س ٤٨.
ماده ٥٨٢: شريكى كه بدون اذن يا در خارج از حدود اذن تصرف در اموال شركت نمايد ضامن است.
- ر. ك. ٥٧٩/ مس/ ٩ قسمت اخير.
س ٤- شخصى يك ساختمان و دو زن و ده فرزند پسر و دختر در شهرى داشته كه آن شخص مدتى است فوت كرده و يكى از پسرها و يكى از زنها و يكى از نوه پسرهايش از آن زمان در آن خانه نشستهاند و يك اطاق هم خالى بوده كه يكى از دخترهايش اين اطاق را به تصرف درآورده و به يك زن بىشوهر و بىبچه و بىكس داده و آن پسرى كه از زمان پدر تا حالا در آن خانه نشسته حالا خطاب به آن دختر مىگويد كه بايد اين زن بيرون برود و خودت بيايى بنشينى. آن دختر مىگويد من احتياج ندارم و بدون كرايه به يك زن بىسرپرست دادهام. اما آن پسر مىگويد بنابراين بايد او ماهانه مبلغ ٥٠٠ تومان كرايه بدهد آيا اولًا از نظر شرعى در اين مدت كه پدر آن شخص فوت كرده و خودش در خانه مىنشسته و وارثهاى ديگر راضى نبودهاند چه حكمى دارد؟ و ثانياً اين كرايهاى كه مىخواهد از آن زن بىسرپرست بگيرد به او مىرسد يا نه؟ و از طرف ديگر نماز و روزه آن زن صحيح است يا صحيح نيست؟ و ضمناً حاضر نيستند اموال اين مرحوم را تقسيم بكنند و هر كدام از اين بچهها مقدارى از ملك و باغ را تصرف كرده و حاصلش را مىبرند از نظر شرعى اين مسأله چه حكمى دارد؟
ج- تصرف در مال مشترك بايد با اجازه همه شركاء باشد و بدون اجازه غصب و موجب ضمان اجرت المثل است. ج ٢ ف ص ٢٤٢
(٣٠٨)
س ٧٢- مادرى داراى سه فرزند دختر و يك فرزند پسر بوده، پس از مرگ او فرزند پسرش ماترك آن مرحومه را (كه يك دانگ مشاع از شش دانگ يك باب خانه است) با تبانى اداره ثبت و امضا گرفتن از خواهرها براى تفكيك آن به نام خود مىكند. لطفاً حكم را بيان فرمائيد.
ج- تصرّف در مال مشترك موقوف است به رضايت همه شركاء، و چنانچه نزاعى هست بايد در محكمه شرعيّه حلّ شود. ج ٣ ف ص ٤٠٧