مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٢ - تجرید روانشناسی و تجرید فلسفی
ماهیت را تصور میکنید منفک از وجود ذهنی و وجود خارجی، یعنی تصور میکنید بدون اینکه [حتی] وجود ذهنی آن را ببینید.
این یک نوع تجرید ذهنی است که اسمش را میگذاریم «تجرید فلسفی». مثلًا وقتی که شما میگویید انسان چنین است، آیا آن انسانی که در ذهن شما موضوع واقع شده موجود در ذهن است یا نه؟ مسلّماً آن انسان که موضوع قرار گرفته موجود در ذهن است؛ اما شما وجود ذهنی آن را نمیبینید، تجرید میکنید؛ حکم را میبرید روی انسانی که در واقع وجود ذهنی دارد ولی وجود ذهنی آن را لحاظ نمیکنید [١]. این یک تجرید خاصی است که اگر این تجرید نمیبود اصلًا انسان نمیتوانست بیرون را ببیند؛ چرا؟ وقتی ماهیتی در ذهن خود آوردهاید در واقع آن ماهیت، موجود در ذهن شماست ولی حکم آن را به بیرون سرایت میدهید در حالی که موجود در ذهن، همیشه در ذهن موجود است و هرگز بیرون نمیآید، ولی وقتی این را از وجود ذهنی تجرید میکنید و نفس ذات ماهیت را میبینید میشود امر مشترک میان ذهن و خارج و حال آنکه در واقع همان امر ذهنی است؛ و اگر این تجرید نبود محال بود که ذهن بتواند بیرون را درک کند؛ نمیتوانست غیر خودش را درک کند و همیشه خودش را میدید؛ و نمیتوانست از عالم خودش بیرون برود [٢]؛ حتی دو نفر نمیتوانستند با یکدیگر تفاهم کنند، چرا که من میگفتم انسان چنین است یعنی انسانی که در ذهن من است چنین است، شما میگفتید انسان چنین است یعنی انسانی که در ذهن شماست چنین است. شما برای انسانِ در ذهن خودتان دارید حرف میزنید، من هم برای انسان در ذهن خودم؛ اینها به هم ربطی ندارند. اگر انسانها میتوانند تفهیم و تفاهم کنند این از قدرت تجرید ذهن است. شما در واقع.
[١].- این تجرید فقط میرود روی جدایی وجود و ماهیت؟ فقط همین جا از این تجرید استفاده میشود؟.
استاد: بله روی جدایی اینها، ولی در جاهای دیگر هم هست، مثل شؤون وجود مانند وحدت. شما انسان را میبینید ولی وحدت را نمیبینید اما در واقع چون آن وجود دارد وحدت هم دارد. بلکه همه احکام عامه فلسفی این گونه است.
- ماده و صورت این گونه نیست؟.
استاد: نه، ولی فعلیت و قوه همین جور است.
[٢].- فقط عالم حضوری بود.استاد: بله، فقط علم حضوری به خودش داشت.