مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٠ - عرضی و ذاتی
یعنی عرض جنس الاجناس است. ولی آنها که دقت کردهاند گفتهاند: جوهر میتواند معقول اول باشد، جنس الاجناس باشد، ولی مفهوم عرض نمیتواند.
- ...
- استاد: ... میگویند یک شیء عبارت است از بینهایت رابطه و همه اشیاء بینهایت رابطه هستند بدون اینکه به یک جایی منتهی بشود، که آن شیء، دیگر رابطه نباشد.
- جوهریت چیست؟ فرمودید ما عرض یا عرضیت را معقول ثانی میگیریم، جوهر هم معقول اول است؛ آن وقت جوهریت معقول ثانی است؟.
استاد: جوهریت مثل عرضیت است، مثل آدمیت است. اینها یک اعتباراتی است که ذهن میکند. مثلًا آن که وجود دارد انسان است و صفت علم، ما از اینجا «عالمیت» را انتزاع میکنیم، عالم بودن را انتزاع میکنیم. این عالم بودن، بودنی غیر از بودن انسان و بودن علم و بودن علم برای انسان نیست، نه اینکه بودن دیگری است.
- معقول ثانی هم معنایش همین است. مگر معنای معقول ثانی این نیست که آنچه در خارج است بیاوریم در ذهن تا بشود معقول ثانی؟.
استاد: میخواهم بگویم این مفهومی انتزاعی است.
- عرض بنده هم همین است که پس جوهریت میشود معقول ثانی و جوهر معقول اول.
استاد: خود عرض اساساً «عرضی» است برای مصادیق خودش، نه ذاتی مصادیق خودش. ولی جوهر ذاتی مصادیق خودش است نه عرضی.
- و در عین حال خودش مصداق است، ذاتی است.
استاد: یعنی نسبت جوهر به جوهرهای خارجی نسبت انسان است به افراد خارجی؛ ولی نسبت عرض به عرضهای خارجی از قبیل نسبت ضاحک است به افراد انسان.