مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٣ - فریده چهارم قوه و فعل
بقیه مطالبی که در اینجا ذکر شده است باز چند اصطلاح است. قوه فاعلی را که به معنی «نیرو» است به چهار قسم تقسیم کردهاند:
قسم اول را که قوه، مقرون به شعور است «قدرت» مینامند؛ که معمولًا در اصطلاح، «قدرت» را در مورد جاندارها و ذی شعورها میگویند (اگرچه در اصطلاح امروز آن را در مورد بیجانها نیز به کار میبرند و مثلًا میگویند قدرت اتومبیل چقدر است؛ ولی این شاید یک نوع مجاز باشد).
قسم دوم را که قوه، مقرون به شعور و ادراک نباشد اصطلاحاً «قوه نباتی» میگویند.
[قسم سوم را که قوه مبدأ فعل واحد است و صاحب قوه ذی حیات و ذی شعور است «نفس فلکی» میگویند].
قسم چهارم را که صاحب قوه ذی حیات و ذی شعور نباشد صرفاً «طبیعت» میگویند مانند قوهای که در مغناطیس است و مانند انواع قوایی که در همه جمادات است. به هر حال اینها یک سلسله اصطلاحاتی است که در اینجا ذکر میکنند و دیگر مسأله مهمی در کار نیست.
از این بحث هم میگذریم و به مباحث «ماهیت» میرسیم که آنها باز مباحث ذهنی دقیقی است [١].
[١].- یک سؤالی که در اینجا هست این است که چطور حاجی با اینکه مشهور است که شارح آثار آخوند است مبحث حرکت را در «طبیعیات» برده و در اینجا درباره قوه و فعل بحث مستوفی نکرده است؟.
استاد: با اینکه پیرو و شارح مکتب اوست ولی در عین حال گاهی [از رویه او عدول میکند]. اتفاقاً این که مبحث حرکت را به آنجا برده است، خود حاجی و امثال وی قبول دارند که آن قسمتی از طبیعیات که اصطلاحاً «سماع طبیعی» نامیده میشود دنباله بحث الهیات است؛ یعنیگو اینکه مربوط به طبیعیات است ولی کلیاتی است در باب طبیعیات که روی مقیاسهایی که اینها به دست میدهند آنها از احکام «موجود بماهو موجود» است نه از احکام «جسم بماهو جسم».
- یعنی حاجی بحث طبیعیات را هم به عنوان ادامه بحث الهیات مطرح میکند.
استاد: همه طبیعیات را نه، بلکه آن قسمتی از طبیعیات را که به آن «سمع کیانی» میگویند، یعنی کلیات طبیعیات را.
- آنها را به عنوان ادامه الهیات در نظر میگیرد؟.
استاد: بله، به عنوان ادامه الهیات. خودش هم در اینجا میگوید: «و انما البحث عن الهیولی و الصورة و الجسم من الالهی لأنها احوال تعرض الموجود من غیر أن یصیر ریاضیاً أو طبیعیاً و ...»