مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - شبهه فخررازی
بحث قرار دهیم شبهه معروف فخررازی است.
گفتیم یک شبهه بسیار قوی در دوران اسلام از ناحیه فخررازی مطرح شده است که شاید قبلًا در دوران یونان باستان هم کم و بیش مطرح بوده است و در دورههای جدید هم گفته شده است و آن این است که آمدهاند و ایراد گرفتهاند که اصلا علیت در عالم غلط است؛ از نظر فلسفی اساساً علیت غلط است، چون میگوییم علت آن است که به معلول وجود میدهد و معلول وجود خودش را مدیون اوست. میگویند آیا علت موجود را موجود میکند یا معدوم را موجود میکند؟ از ایندو خارج نیست.
علت که میخواهد روی معلول اثر بگذارد و معلول را موجود کند- که اثر گذاشتنش همین است که میخواهد آن را موجود کند- یا معلولِ موجود را میخواهد موجود کند یا معلول معدوم را میخواهد موجود کند. معلول معدوم را موجود کردن که اجتماع نقیضین است. معدوم بخواهد موجود شود یعنی شیء درحالی که معدوم است موجود هم باشد؛ این اجتماع نقیضین است. معلول موجود را موجود کردن هم تحصیل حاصل است؛ آن هم محال است. شیئی که شیئی را دارد بار دیگر که نمیتواند همان شیء را داشته باشد مگر به صورت مکرر. به صورت مکرر هم در بعضی موارد ممکن است و در بعضی دیگر ممکن نیست. در مورد «وجود» تکرار ممکن نیست؛ شیء واحد که نمیتواند دو وجود داشته باشد. پس اساساً اصل علیت در عالم غلط است.
گفتیم جواب شبهه این است که علت نه معدوم را موجود میکند و نه موجود را موجود میکند، زیرا معدوم را موجود کردن همان معنای جعل تألیفی را دارد، یعنی علت تغییری در معدوم میدهد، حالتی به معدوم میدهد، تصرفی در معدوم میکند و آن را از حالت عدم به حالت وجود درمیآورد، همانطور که مثلًا جسم را از حالت سفیدی به حالت سیاهی درمیآورد. پس جعل به معدوم بماهو معدوم تعلق نمیگیرد؛ یعنی علت معدوم را موجود نمیکند؛ این میشود جعل تألیفی. آیا موجود را به جعل تألیفی موجود میکند؟؛ آن کار را هم نمیکند. پس علت چه میکند؟ علت به نحو جعل بسیط، جعل وجود میکند. جعل وجود یعنی چه؟ یعنی علت به معلول وجود میدهد ولی وجود عین ایجاد است نه اینکه موجودی هست و این ایجاد به آن تعلق گرفته است. علیت یعنی ایجاد و ایجاد یعنی اینکه این وجود عین اضافه و ارتباط به علت خودش است.