مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - تقریر نظریه متکلمین بر اساس بیان غزالی
اینجا اگر کسی بخواهد بیشتر درباره این موضوع بحث کند باید مسائل دیگری را که حاجی در اینجا طرح کرده است طرح کند [١]، یعنی آن مسائلی که نه تحت این عنوان که «مرجح حدوث عالم چیست؟» [ذکر شده است]- که سخن از مرجح به میان آوردن به این نحو که عرض کردیم فقط با فرض زمان مستقل درست است- [بلکه تحت عناوین دیگر ذکر شده است] [٢].
[١]. [ظاهراً مقصود مسائلی است که در ضمن سه فصل آتی از همین باب «سبق ولحوق» شرح منظومه مطرح شده است.][٢].- یعنی ما نمیتوانیم بحث از مرجح را در «مرتبه» بکنیم؟ یعنی هروقت ما صحبت از مرجح میکنیم بایدزمان مستقل را مفروض بگیریم؟.
استاد: نه، کلمه مرجح را ما در آنجا به کار میبریم که یک شیئی که دارای اجزاء و مراتبی هست وقتی نسبتش را با یک شیء دیگر میسنجیم میبینیم نسبت تمام اجزائش با این شیء دیگر علی السویه است، آن وقت در این مورد مرجح میخواهد که این شیء در این جزئش پیدا بشود یا در جزء دیگر.
مثلا فرض کنید کاغذ سفیدی در اینجا داریم. یک نقطه سیاه در اینجا میتواند وجود داشته باشد، در آنجا هم میتواند وجود داشته باشد، در آن جای سوم هم میتواند وجود داشته باشد. این صفحه سفید نسبتش با این نقطه سیاه علی السویه است. اگر این نقطه سیاه در اینجا پیدا شد یک علت خارجی باید وجود داشته باشد که چرا در اینجا وجود پیدا کرد؟ چرا در آنجا وجود پیدا نکرد؟ چرا در آن جای دیگر وجود پیدا نکرد؟.
اگر ما به زمان مستقل از عالم قائل باشیم آن وقت در مورد عالم میتوانیم بگوییم این زمان مستقل همانند صفحه سفید غیرمتناهی است؛ عالم در این نقطه پیدا شده و در این جلو و در این قبل غیرمتناهیاش پیدا نشده است؛ چرا در اینجا پیدا شده است؟ چرا در آنجا پیدا نشده است؟ چرا در آن جای دیگر پیدا نشده است؟.
و یا در مورد اجزاء عالم هم میتوانیم این حرف را بگوییم. در مورد اجزاء عالم ولو اینکه ما زمان را مستقل از عالم ندانیم باز این حرف درست است. مثلا میگوییم زید به عنوان یک جزء از اجزاء عالم چرا در این تاریخ متولد شد؟ چرا صد سال پیش متولد نشد؟ چرا صد سال بعد متولد نشد؟ اینها علت میخواهد. اما در کل عالم که زمان هم جزء اوست دیگر سخن از مرجح معنی ندارد.