مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٦ - اشاره ای به نظریه صدرالمتألهین
روی این مبنا، دیگر سؤال درباره نقطه شروع عالم مطرح نیست؛ سؤال فقط راجع به همان اجزاء عالم مطرح است که این شیء که حادث شد چرا در این زمان معین حادث شد و نه در زمان دیگر؟ من به عنوان یک حادث چرا در این زمان حادث شدم؟ چرا در صد سال و یا هزار سال پیش حادث نشدم؟ چرا در یک میلیون یا یک میلیارد سال پیش حادث نشدم؟ که این را با عنوان «حدوث ذاتی» بیان میکنند که در آینده درباره آن بحث خواهیم کرد [١].
[١].- از لحاظ زمان چطور؟ اینکه حکما میگویند: «کل حادث مسبوق بقوة و مادة تحملها» در اینجا یکی ماده مطرح است و یکی هم زمان. اما از لحاظ ماده عالم که نظر متکلم این است که عالم از «هیچ» آفریده شده است، ولی برحسب نظر فیلسوف گویا عالم نمیتواند از «هیچ» به وجود بیاید.
استاد: بله، فلاسفه میگویند از «هیچ» نمیشود به وجود بیاید؛ درست است. آن بحث دیگری است؛ بحث خود ماده است.
و اما در مورد زمان، آن بیانی که عرض کردم که در اینجا در مورد مسأله زمان تحلیل و بیان دیگری است که باید در جواب حرف غزالی گفت، به همین بحث برمیگردد که به طور خلاصه این است: یک تفاوتی که میان بعد مکانی و بعد زمانی هست در همین جاست که میان امور زمانی نوعی رابطه برقرار است که میان امور مکانی چنین رابطهای برقرار نیست و آن رابطه تقدم و تأخر است، رابطه قوه و فعلیت است که این مرتبه، فعلیت مرتبه قبل است و قوه مرتبه بعد، ولی در مکان چنین رابطهای برقرار نیست. از این جهت است که از نظر مکان، همه اطراف عالم متشابه است؛ نمیشود گفت آنجا که ما الآن آن را «بالا» درنظر میگیریم اولِ مکانی است و اگر به این جهت برویم میشود آخر مکانی؛ و یا نمیشود بگوییم این طرف، اول است و آن طرف آخر، یا آن طرف اول است و این طرف آخر. ولی زمان را به هیچ وجه نمیتوانیم بگوییم اول و آخرش اعتباری است. زمان، اول و آخرش حقیقی است، چون در مورد زمان آنجا را ما «آخر» میگوییم که رو به فعلیتها هستیم و آنجا را «اول» میگوییم که رو به قوهها میرویم. همین نکته است که آن فرض و آن نظریه غزالی را باطل میکند. تفصیل مطلب باشد تا بعد به آن بپردازیم.
- از این بیانی که شما از نظر صدرالمتألهین کردید برمیآید که او نظام زمانی را هم نظام عرضی میگیرد.
استاد: همینطور است؛ عرضی میگیرد؛ عرضی به آن معنا که در مقابل طولی است.
- ولی چون میخواهد ربطش بدهد به قدیم باید آن را عرضی بگیرد که اول و آخر نداشته باشد.
استاد: بله، عرضی میگیرد.
- آن وقت آیا آن مغایر با این بیان فعلی نیست که برای زمان تقدم و تأخر ذاتی و اول و آخر قائل هستیم.
استاد: نه، مغایر نیست.