مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - ملاک نیازمندی به جعل
وجودش را (گفتیم که فعلًا کار نداریم به اینکه آیا وجود مجعول است یا ماهیت). در اینجا یک ترکیب هست؛ همان که آن را «قضیه هوهویه» مینامند: «انسان انسان است».
آیا علت جعل کرده است انسان را؟ این که درست است. و آیا باز جعل کرده است انسان را انسان؟ آیا علت جعلُ الانسان میکند یا جعل الانسان انساناً میکند یا هردو؟ اگر جعل به وجود تعلق بگیرد آیا علت یجعل وجودَ الانسان یا یجعل وجودَ الانسان وجودَ الانسان؟ به انسان هم کاری نداریم: آیا علت یجعل الوجود یا یجعل الوجودَ وجوداً؟ به صورت سؤال مطرح میکنیم.
میآییم در اجزاء ماهیت. «الجاعل یجعل الانسان». آیا الجاعلُ یجعل الانسان یا یجعل الانسان حیواناً؟ آیا علت یجعل الانسان حیواناً یا یجعل الانسان و ینتَزع منه أن الانسان حیواناً؟ آیا علت جعل میکند انسان را حیوان یا علت جعل انسان میکند و از او انتزاع میشود که انسان حیوان است و درواقع جعل حیوانیت برای او عین جعل انسانیت است؟.
بعد همین سؤال در لوازم ماهیت هم میآید. آیا علت یجعل الاربعة؟ اینکه درست است. و آیا یجعل الاربعة زوجاً؟ آیا یک بار اربعه را جعل میکند و یک بار هم یجعل الاربعة زوجاً؟ یا اینکه علت فقط جعل اربعه میکند و زوجیت دیگر یک امر غیرمجعول است؟.
در همه اینها جواب این است که در دومی جعلی در کار نیست؛ چرا؟ برای اینکه مناط احتیاج به جعل، امکان است. اگر رابطه شیئی با شیء دیگر رابطه امکانی شد که میتوانست این شیء را داشته باشد و میتوانست نداشته باشد نیاز به علت دارد.
اما اگر رابطه یک شیء با شیء دیگر رابطه ضروری باشد مثل رابطه زوجیت با اربعه، یا رابطه شیئی با شیء دیگر امتناع باشد مثل رابطه فردیت با اربعه، هیچ کدام از اینها مجعول نیست، هر دو مستغنی از جعل هستند. اگر رابطه شیء با شیء دیگر ضروری باشد اصطلاحاً میگویند «استغناء فوق جعل» و اگر رابطه شیء با شیء دیگر رابطه امتناع باشد میگویند «استغناء دون جعل» [١]. اما اینها که مستغنی از جعل هستند نه این است که حقیقتی هستند و بینیاز از جعلاند که بگوییم پس.
[١].- یعنی معاف از جعل.
استاد: بله.